* محمد مهدي نادري
شبکه تلويزيوني الجزيره انگليسي اخيرا لابي هاي صهيونيستي را متهم کرده است که با استفاده از نفوذ خود در آمريکا در تلاشند از پخش برنامه هاي اين شبکه از طريق تلويزيونهاي کابلي اين کشور ، جلوگيري نمايند. الجزيره انگيزه اين لابي ها را « رواج حس نفرت عليه آمريکايي ها و اسراييلي ها» دانست.
تصويري که اين خبر در ذهن مخاطب ، به ويژه مخاطب منطقه اي ، ايجاد مي کند چنين است : « الجزيره رسانه اي ضدصهيونيستي و آمريکا ستيز است » . بعيد نيست که پوشش وسيع «آزادي خبرنگار الجزيره از زندان گوانتانامو» ، «حمله آمريکا به محل استقرار تيم خبري الجزيره در بغداد در سال 2003» و يا « حملات مکرر به تيم هاي خبري اين شبکه » به عنوان شواهد و قرائني براي تثبيت اين « تصوير ذهني » عرضه گردند.
اما ذهن مخاطب آگاه و پي گير تحولات رسانه ها ، با نگاهي همه جانبه ، سئوالاتي جدي درباره عملکرد منطقه اي الجزيره در ذهنش نقش مي بندد که تا حد زيادي با تصوير « ضد آمريکايي و صهيونيست ستيز» از الجزيره ، مباينت دارد :
1- شبکه الجزيره همزمان با آغاز عمليات تروريستي گروه مشکوک القاعده در افغانستان ، عراق و ديگر نقاط جهان ، نقش رسانه قدرتمندي را براي اين گروه ايفا کرده است. اين در حالي است که القاعده در تلاش است خود را به عنوان نماينده « اسلام » در عصر کنوني معرفي نمايد. اما به عقيده آگاهان عملکرد ضدانساني و اسلامي اين گروه مشکوک ، بيش از خدمت به مسلمين ، در خدمت اهداف آمريکا وصهيونيسم براي توجيه و تداوم اشغالگري در منطقه بوده است. با اين حساب بايد پرسيد : الجزيره در کجاي اين بازي قرار دارد و آيا انتشار ويديوهاي دست اول از بن لادن و الظواهري و يا حضور در صحنه سربريدن توسط القاعده ، فقط به «حرفه اي گري» اين شبکه بر مي گردد؟...
رادانیوز - خاویر سولانا ، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا ، روز گذشته برای تقدیم بسته پیشنهادی کشورهای پنج به علاوه یک و اتحادیه اروپا وارد تهران شد.
گرچه بررسی ابعاد ورود سولانا به تهران و مذاکرات وی با برخی از مقامات ارشد ایرانی ، در چارچوب ادبیات دیپلماتیک قابل طرح و بررسی است اما ، فضای روانی که خود سولانا و همچنین رسانه های غربی همزمان با سفر وی به تهران ، ایجاد کردند ، قابل توجه است.
نخستین محوری که مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا ، پیش از سفر به ایران ، با رسانه ها در میان گذاشت ، اشاره به «سخاوتمندانه» بودن بسته پیشهادی جدید برای ایران است . این در حالی بود که طرف اصلی این بسته ( یعنی مقامات ایرانی ) اطلاع رسمی از محتوای آن نیافته بودند. بنابر این اشاره به سخاوتمندانه بودن پیشنهادی غرب ، به نوعی استفاده از « قدرت فراگیر رسانه » برای « تاثیرگذاری بر افکار عمومی جهان » به شمار می رود که بر اساس آن چنین القا می شود که «ایران نباید دلیل منطقی برای نپذیرفتن بسته پیشنهادی » داشته باشد. از سوی دیگر می توان گفت که این تبلیغات روانی ، از طریق منافذ رسانه ای ، قصد دارد بر فضای داخلی ایران نیز تاثیر گذار باشد . جالب آن که پیش از اعلام رسمی محتوای بسته پیشنهادی ، رسانه ها ، گمانه زنی های نسبتا دقیقی درباره محتوای آن ارایه دادند که همگی در راستای «تایید سخاوتمندانه» بودن آن ، به شمار می رفت.
نکته دیگر آنکه به رغم ایجاد فضای گفت و گو میان ایران و غرب بر سر موضوع هسته ای ، منطقی به نظر می رسد اگر از دامنه تهدیدهای لفظی آمریکا علیه ایران کاسته شود تا شانس موفقیت سولانا افزایش یابد. اما تکرار ادبیات تهدید از سوی رییس جمهوری امریکا ، بیانگر این است که این بار نیز رسانه به ابزاری برای «تهدیدهای بی هزینه» علیه طرف مقابل تبدیل شده است تا به افکار عمومی و تصمیم گیرندگان مقابل (ایران) چنین القا شود که چنانچه این بار نیز بسته پیشنهادی را نپذیرند با عواقب ناخوشایندی روبرو خواهند شد.
گرچه بازیگران این عرصه ، از جنس «مردان سیاسی» اند اما نمی توان از نقش «رسانه» در زمینه سازی برای موفقیت « فعالیتهای دیپلماتیک » غافل شد. به نظر می رسد رسانه در این عرصه ، نقشی فراتر از یک «محمل پیام» را بر عهده گرفته و به «بازیگری فعال» در عرصه دیپلماسی تبدیل شده است ، نقشی جدید و حساس که از آن به عنون « دیپلماسی رسانه » یاد می شود.
*محمد مهدی نادری
دکتر حسین انتظامی ، در آخرین روز کاری خود در روزنامه همشهری ، سکان اداره روزنامه و موسسه همشهری را به دکتر « علی اصغر محکی » سپرد.
در کارنامه حرفه ای دکتر انتظامی مدیریت مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بنیانگذاری و مدیر عاملی روزنامه جام جم و مدیر عاملی روزنامه همشهری و ریاست هیئت نظارت بر مطبوعات کشور دیده می شود.
رفتن دکتر انتظامی از موسسه همشهری چندان هم بی حاشیه نبود. خصوصا این که یکی از سایتهای خبری با طرح گمانه هایی ، تغییر مدیریت موسسه همشهری را با عواملی مانند « انتقاد یک مقام عالی رتبه از شیوه انتقاد آمیز روزنامه همشهری در برابر عملکرد دولت نهم » و همچنین « امتناع دکتر انتظامی از پشتیبانی مالی برخی رسانه های نزدیک به شهردار تهران » مرتبط دانست.
این در حالی است که بر خلاف گمانه اخیر ، امروز زمزمه هایی نیز درباره « احتمال حضور دکتر انتظامی » در شهرداری تهران ، شنیده شد.
اطلاع رسانی در دنیای امروز و همراه بودن با فضای تازه ترین و به لحظه ترین خبرها، از جمله مهمترین نکات زندگی در جهان آنلاین است. روزنامه ها، خبرگزاری ها، سایت های خبری، شبکه های رادیویی و تلویزیونی و حتی وبلاگ ها نشانه بارزی از این حرکت جهنده و رو به رشد است. حرکتی که تامل و توقف در آن راه نخواهد داشت. در این دنیای شلوغ و متراکم شده از اطلاعات ، ایجاد یک سایت خبری با گرایش اخبار و اطلاعات در حوزه رسانه و فن آوری های مرتبط با آن، نیازی است که مدت ها جای خالی آن احساس می شد.
ريچارد سمبروك، مدير شبكه جهاني بي.بي.سي چندي پيش براي شركت در نهمين جشنواره بينالمللي راديو به ايران آمده بود. موضوع سخنان او در جشنواره اصفهان تكنولوژي و تأثيرش در عرصه خبر و رسانه بود.
سمبروك به گفته خودش نخستين بار است كه ايران را ميبيند و از مدتها پيش هم آرزو داشته از نزديك كشوري را ببيند كه چندين سال است گاهگاهي در صدر اخبار رسانههاي جهان است.
توليدات بي.بي.سي به 33 زبان در سراسر جهان مخابره ميشود و بعد از زبان انگليسي بيشترين كاربران آن عربزبانان هستند. گفتگو با ريچارد سمبروك در دفتر بي.بي.سي در تهران انجام شده كه در زير ميخوانيد:
***
شما در شبكه خبري كار ميكنيد كه بخشي از آن مربوط به خاورميانه است، با توجه به عدم شناخت شما از ايران و اينكه تاكنون به ايران سفري نداشتهايد بفرماييد ارزيابيهايي كه در شبكه جهاني بي.بي.سي از تحولات ايران و خاورميانه انجام دادهايد بر چه اساسي بوده است؟
ما تيمهاي بسيار متخصصي داريم كه هم به صورت حرفهاي ايران را ميشناسند و هم روي مسائل ايران كار ميكنند و من حتماً حتماً به ارزيابي و قضاوت آنها اطمينان دارم.
آنچه كه اين تيمهاي تخصصي از ايران ارزيابي و تحليل كردهاند، موافق قضاوت و نگاه شما از ايران هست؟
من دلايل بسياري دارم كه همه آنچه اين افراد تحليل ميكردهاند در اكثر موارد درست بوده است. ما در بي.بي.سي بازنگريهايي داريم كه توسط افرادي خارج از مجموعه صورت ميگيرند و بسيار اهميت ميدهيم كه اخبارمان بيطرفانه باشد و درست قضاوت كنيم.
مستنداتي كه ميگوئيد، ميتوانيد ارائه دهيد تا نشان دهد گزارشهاي شما از تحولات منطقه خاورميانه درست و بيطرفانه بوده، همينهايي هست كه اين چند روز در ايران ديدهايد؟
دو روز در ايران بودن اين فرصت را به من نميدهد كه همه جا را ببينم. متواضعانه ميگويم كه براي كشوري به اين بزرگي و پيچيدگي و قدمت، بنده فقط بايد متكي باشم به تيمهاي بسيار تخصصي كه روي ايران به صورت حرفهاي كار ميكنند. مسئوليت من اين است شبكههايي را كه به زبانهاي مختلف پخش ميشود، مديريت كنم و نگاهي داشته باشم به 230 ميليون بيننده بي.بي.سي در سراسر جهان. ما بايد توسط آن چيزي كه پخش ميكنيم قضاوت شويم، 230 ميليون نفري كه در هفته بي.بي.سي را نگاه ميكنند خودشان اين شبكه را انتخاب ميكنند و ما آنها را مجبور نكردهايم. مطالبي كه در خبرگزاريها مطرح شده بود كه بي.بي.سي ميخواهد در آسيا سيطره داشته باشد، افكار خيلي مسخره و مضحكي است، به خاطر اينكه ما هرگز نميتوانيم اين كار را انجام دهيم، حتي اگر بخواهيم.
اتفاقاً شما در افتتاحيه جشنواره راديو و تلويزيون بسيار از بي.بي.سي و خودتان تعريف و تمجيد كرده بوديد و نوعي نگاه منفي از صحبتهايتان در ذهن خبرنگاران به وجود آمده بود؟
من در بي.بي.سي كار ميكنم و به آن اعتقاد دارم و معلوم است كه از بي.بي.سي دفاع ميكنم. از من دعوت شده بود كه به ايران بيايم و راجع به بي.بي.سي صحبت كنم.
ديدار چند روزهتان از ايران احتمالاً در گزارشهايي كه از اين پس درباره ايران منتشر ميكنيد، تأثيري ميگذارد؟
خيلي خيلي مهم است براي من كه بيشتر راجع به ايران بفهمم، هر چند اين ديدار خيلي كوتاه بود ولي خيلي ميتواند به من كمك كند. من اينجا وقتي صحبت ميكنم راجع به مسائل مختلف مثل راهاندازي بي.بي.سي فارسي ميتوانم بفهمم شرايط چگونه است و از آن استفاده كنم.
اشاره كرديد به بيطرفي اخبار بي.بي.سي ولي وقتي سايت بي.بي.سي و به خصوص سايت فارسي آن را نگاه ميكنيم، ممكن است از نگاه خودتان بيطرفانه باشد، اما نوع چينش و انتخاب خبرهاي اين منطقه نگاه خاص بي.بي.سي را ميرساند كه فقط دنبال موارد خاصي است و در نهايت تصويري را به مخاطب القاء ميكند كه خشونت، عقبافتادگي و عقبماندگي از جمله آنها است.
غيرقابل اجتناب ميتواند باشد براي هر شبكه خبري كه وقتي خشونت و يا اتفاق خشونتآميزي روي ميدهد به آن نپردازد اما وقتي شما به لايههاي عميقتر بي.بي.سي ميرويد، ميبينيد موارد بسيار زيادي هست كه راجع به مسائلي فراتر از آنچه اينجا هست صحبت كرده. الان مفهوم بيطرفي هم تغيير كرده و به آن مفهوم گذشته نيست كه شما فقط دو طرف داستان را داشته باشيد. ممكن است شما راجع به يك قضيه، جنبههاي بسيار متفاوتي را در نظر بگيرد. چيزي كه الان ما روي آن سرمايهگذاري ميكنيم اين نيست كه فقط دو سوي قضيه را نگاه كنيم، بلكه سعي ميكنيم در اقصي نقاط عالم با جنبهها و اضلاع مختلف يك حادثه رابطه برقرار كنيم. خيلي تلاش ميكنيم كه از ايران تصاوير جامعتري را گزارش دهيم ولي فقط يك خبرنگار اينجا داريم و بيشتر از اين اجازه نداريم. آن يك خبرنگار هم خيلي كار ميكند. اگر خبرنگار بيشتري داشته باشيم، ميتوانيم دهها تصاوير كاملتر از ايران ارائه دهيم.
توضيحاتي كه داديد مرا قانع نكرد. اگر همين الان سايت فارسي بي.بي.سي را نگاه كنيم، اخباري را كه نمايش ميدهد تصوير اختلاف و تفرقه در ايران و يا عقبماندگي است. نميگويم پيشرفت در منطقه چشمگير است ولي اتفاقهايي هم كه در اين زمينه افتاده كمتر در گزارشهاي بي.بي.سي ميبينيم.
احترام ميگذارم به اينكه شما قانع نشدهايد اما تمام تلاشمان اين است كه مستقل باشيم و مستقل رفتار كنيم و اخباري كه از بي.بي.سي منتشر ميشود بهترين چيز براي قضاوت درباره آن است. به هر حال مردم جهان اين حق را دارند كه تصميم بگيرند چه نگاه كنند و چه نگاه نكنند، به هيچ وجه كسي را مجبور نميكنيم كه چه چيزي را نگاه كنند و يا بشنوند. آنچه كه تلاش ميكنيم در بي.بي.سي فارسي نشان دهيم فقط اين نيست كه ايران را براي ايران گزارش دهيم بلكه ايران را هم براي جهان گزارش دهيم.
يكي از مسائلي كه در خاورميانه حاد است و معمولاً از آن سوءاستفاده شده، تعدد قوميتها است و بي.بي.سي روي اين مسأله مانور زيادي ميدهد، مثلاً اگر در منطقهاي يك نماينده از قومي به مجلس نرود بي.بي.سي آن را بزرگ ميكند و با تيتر مستقل به آن ميپردازد.
ما به مسائل قومي و اختلافهاي قومي نه تنها در ايران بلكه در جهان و حتي در انگلستان نيز ميپردازيم. وقتي گروههاي ايرلندي تروريست در انگلستان فعاليت ميكردند به طور گسترده با گروههاي تروريستي گفتگو ميكرديم و گفتگوهايشان را هم پخش ميكرديم و گزارش ميداديم كه چه ميكنند و چه افكاري دارند. به همين دليل بي.بي.سي با دولت انگلستان درگير شده بود كه چرا به گروههاي تروريستي ميپردازد. براي ما مهم است كه مردم بدانند اين گروهها چه فكر ميكنند و چگونه ميخواهند كشور را اداره كنند، بنابراين ناچار هستيم كه گزارش دهيم.
گفتيد يك خبرنگار در ايران داريد ولي چطور ميخواهيد شبكه فارسي راهاندازي كنيد و اصلاً كار اين شبكه به كجا كشيده شد؟
چيزي حدود 7 ماه ديگر يعني اواخر سال ميلادي شبكه فارسي فعاليتش را به مدت 8 ساعت در روز كه از ساعت 5 بعدازظهر تا يك نصف شب است، شروع ميكند. اين شبكه فقط خبري نيست و برنامههاي علمي، فرهنگي، مستند، تاريخ وحش و طبيعت در اين شبكه گنجانده شده و سعي ميكنيم بهترين توليدات را با بهترين تصوير درباره ايران ارائه دهيم. اين شبكه از طريق اينترنت و ماهواره براي همه مردم دنيا قابل استفاده است.
شنيدهام كه هنوز مجوز فعاليت اين شبكه در ايران صادر نشده، براي پوشش اخبار داخل ايران چه كار ميكنيد؟
ما ميخواهيم كه آدمهاي بيشتري را داخل ايران داشته باشيم تا گزارشهاي بيشتر و بهتري را درباره ايران تهيه كنيم. اين را ميفهمم كه مسئولان ايراني نگرانيهايي را در اين مورد دارند اما آنچه مهم است، اين است كه الان داريم صحبت ميكنيم و اميدواريم به راهحلهايي برسيم. هرچه بيشتر نيرو در ايران داشته باشيم ميتوانيم تصوير قويتر، بهتر و بزرگتري را از ايران نشان بدهيم. اين هم به نفع بي.بي.سي است كه بتواند تصاوير بهتري را از ايران گزارش بدهد و هم به نفع منافع ايران است كه تصاوير بهتري از آن نشان داده شود.
نگفتيد شما كه مجوز نگرفتهايد چطوري ميخواهيد 7 ماه ديگر برنامههايتان را شروع كنيد؟
اين برنامهها فقط از داخل ايران نيست. بهترين برنامههاي مستند، علمي و فرهنگي به زبان فارسي پخش خواهد شد و كانالي است براي همه فارسيزبانان در سراسر جهان. البته خوشحال ميشويم كه از داخل ايران اخبار بيشتري را داشته باشيم.
اشاره كرديد به اينكه مسئولان ايراني نگران هستند نسبت به برنامههاي شما. نام بي.بي.سي به دلايل تاريخي در افكار عمومي ايرانيها با بدبيني همراه است و اصلاً متهم به اين است كه اين نگراني دربارهاش باشد.
باز هم تأكيد ميكنم كه بي.بي.سي توسط برنامههايش قضاوت ميشود و اين را هم ميدانيم كه مسيري طولاني وجود دارد تا بتوانيم اعتمادسازي كنيم بين خودمان، ايران و مسئولان ايراني اما معتقدم كه اين اعتماد ميتواند ايجاد شود و غير ممكن نيست. در نهايت هم اين مردم هستند كه بايد قضاوت كنند كه بي.بي.سي را نگاه كنند و گوش كنند يا نه. آنها هميشه داراي حق انتخاب هستند و امروزه حق انتخابشان به خاطر وجود تعداد زيادي از شبكههاي خبري و سايتهاي مختلف بسيار فراتر از گذشته است. مثل هر سازمان خبررساني ديگري بي.بي.سي هم بايد بداند كه مردم چه ميخواهند و به چه چيزهايي اهميت ميدهند و سعي كند به آن سمت حركت كند و اخباري توليد كند كه بيشتر با ذائقه مردم جور باشد.
در 10 سال اخير رسانههاي زيادي در ايران اعم از روزنامه، راديو و تلويزيون و خبرگزاري شكل گرفته كه بعضي از اين رسانهها به زبان انگليسي هم هستند، مثل press tv كه هم به انگليسي است و هم برونمرزي. ارزيابيتان نسبت به اين رسانهها چيست؟
اولاً اينكه خيلي مثبت است كه اين خبرگزاريها و روزنامههايي كه شما به آنها اشاره كرديد در اين چند سال رشد كرده. شخصاً press tv را ميبينيم و اين شبكه باعث شده من بتوانم افكار و اخبار مختلفي را با نگاه متفاوت ببينم و شخصاً آن را بسيار سالم و درست ميبينم. عرصه خبر الان ديگر عرصه گفتگو است نه يك راه يك طرفه كه فقط ما بگوييم چه چيزي بايد گفته شود و يا شنيده شود؛ گفتگويي است كه ما به آن احترام ميگذاريم.
منبع: فارس


