<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>مصاحبه</title>
      <link>http://www.radanews.com/rada/interview/</link>
      <description>در این بخش مصاحبه های تولیدی و یا غیرتولیدی با ذکر منبع درج می گردند.</description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2008</copyright>
      <lastBuildDate>Thu, 24 Jul 2008 19:20:38 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

      
      <item>
         <title>ارتباطات و توسعه ( گفتگو با دکتر داود نعمتي انارکي)</title>
         <description><![CDATA[<p><span style="COLOR: #ff9900"><span style="COLOR: #ff9900">گفتگو با دکتر</span> &quot;داود نعمتی انارکی&quot; عضو هیأت علمی دانشکده صدا و سیما<br /></span><span style="COLOR: #ff9900">مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه ای همشهری: امید جهانشاهی</span><br /><br /><span style="COLOR: #ffcc99"><span style="COLOR: #ff9900"> به عنوان اولین سؤال بفرمائید که پیشینه و دلایل شکل‌گیری « ارتباطات و توسعه» به مثابه یک حوزه مطالعاتی در ارتباطات چیست؟</span><br /></span>توسعه، ایده‌ای است که ریشه آن را در گفتمان مدرنیسم می‌توان یافت و در این ارتباط معروف‌ترین نظریه‌ها در ادبیات توسعه، مربوط به نظریه نوسازی است. مطالعاتی که نسبت میان ارتباطات و توسعه را مورد توجه قرار داده‌اند، از جهت تبارشناسی به نسلی از نظریه‌ها تعلق دارند که در حوزه گفتمانی علوم اجتماعی از تئوری های ایدئولوژیکی فاصله گرفته‌اند. نسل اول نظریه‌های ارتباطات و توسعه پس از جنگ جهانی دوم مطرح شدند. این نظریه‌ها همان نظریه نوسازی بودند که جوامع توسعه نیافته را برای رسیدن به مدرنیته تشویق به پیمودن راهی که غرب طی کرده بود، می‌کردند. به عبارت دیگر افراد جوامع توسعه نیافته را به پذیرش ارزش ها و باورهای مدرنیته غربی فرا می‌خواندند. نظریه‌ی نوسازی در این دوران یک نظریه خطی بود که الگو قراردادن تجربه تاریخی غرب را در رسیدن به نوسازی و توسعه، به کشورهای جهان سوم توصیه می‌‌کرد. در این دوره نظریه‌های نوسازی و توسعه، نقش خوش‌بینانه و ایده‌آلیستی رسانه‌ها را در نوسازی تأکید می‌کردند و اینکه وسایل ارتباط جمعی عامل مهمی در تسریع و تسهیل فرایند مدرنیزاسیون در جوامع در حال گذار محسوب می‌شوند.<br />نسل دوم نظریه‌های ارتباطات و توسعه، در برگیرنده نگرش انتقادی در توسعه بود. هدف از این نگرش‌های انتقادی، تأثیرگذاری ارتباطات در روند هوشیارسازی جوامع در حال توسعه بود که الگوهای توسعه در آنها متفاوت از الگوی سرمایه‌داری شکل گیرد. در حال حاضر نیز دنیا با نسل سوم نظریه‌های ارتباطات و توسعه روبروست که در آن توسعه به عنوان فرایند ارتقای نظام اجتماعی مطرح است و بر ابعاد انسانی توسعه، بیشتر تأکید می‌گردد.<br /><br />به عبارت دیگر، تعاریف مربوط به ارتباطات توسعه، در حال حاضر حالت کیفی و کثرت گرایانه‌ای به خود گرفته است. در این تعاریف توسعه به عنوان فرایندی است که باید دسترسی مردم را به فرصت‌های مناسب و پایدار در مسیر ارتقای زندگی آنها فراهم کند.<br /><br />در واقع نظریه‌های جدید ارتباطات و توسعه حاوی مؤلفه‌های غیراقتصادی است و نقش ارتباطات در آنها برجسته‌تر از گذشته است. توسعه چیزی فراتر از نوسازی و رشد اقتصادی است و گذشته از بهبود سطح مادی زندگی، عدالت اجتماعی، آزادی‌های سیاسی و حفظ و بزرگداشت ارزش‌ها و سنت‌های بومی و گذشته را نیز در بر می‌گیرد. به اعتقاد &quot;مایکل تودار&quot; و حتی اقتصاددان‌ها که مطالعات توسعه را در بستر اقتصادی در نظر می‌گیرند، توسعه پدیده‌ای صرفاً اقتصادی نیست، بلکه متضمن تغییرات بنیادی در ساختار نهادهای اجتماعی و طرز تلقی مردم است.</p><p><span style="COLOR: #ff9900">وقتی از ارتباطات و توسعه سخن می‌گوئیم، توسعه (development) دقیقاً به چه معناست؟<br /></span>اصطلاح « توسعه » که به شکلی فراگیر پس از جنگ جهانی دوم مطرح شده است، به لحاظ لغوی به معنی &quot;خروج از لفافه&quot; است. &quot;لفافه&quot; از دیدگاه صاحبنظران نسل اول توسعه، به معنی خروج از جامعه سنتی و ارزش‌های مربوط به آن است. به اعتقاد آنها برای دستیابی به توسعه باید از مرحله سنتی خارج شد و به تجدد رسید. الگویی که مورد توجه افرادی چون &quot;لرنر، شرام و راجرز&quot; بود. اما امروزه مفهوم توسعه از دیدگاه بیشتر صاحبنظران، همه جنبه‌های زندگی بشر را در برمی‌گیرد. توسعه از نیازهای انسانی آغاز می‌شود تا به مسائل مربوط به زندگی معنوی انسان نیز برسد. به اعتقاد &quot;مایکل تودارو&quot;، توسعه فرایندی است که باید از ابعاد گوناگون به آن نگریسته شود و مستلزم تغییراتی در ساخت اجتماعی، طرز تلقی مردم، کاهش نابرابری، تسریع رشد اقتصادی و ریشه کن ساختن فقر مطلق در ابعاد مختلف است. <br /><br /><span style="COLOR: #ffcc99"><span style="COLOR: #ff9900">به اعتقاد شما آیا تقسیم بندی خاصی درخصوص نظریه های ارتباطات و توسعه وجود دارد یا خیر؟</span><br /></span>این نظریات را می‌توان در دو گروه تقسیم کرد، در گروه اول، نظریه‌های در قلمرو &quot;پارادایم نوسازی&quot; قرار می‌گیرند که در آن وسایل ارتباط جمعی به عنوان یکی از عوامل اصلی نوسازی در کشورهای جهان سوم به کار گرفته شده است و می‌شود. از صاحب‌نظران مطرح این گروه &quot;دانیل لرنر&quot; است که یک الگوی روانشناختی را در افراد شناسایی کرد و معتقد بود که این الگو در مدرن کردن جوامع مؤثر است و رسانه‌ها نیز از کارگزاران مهم نوسازی قلمداد می‌شوند؛ چرا که با نشان دادن چشم اندازهای جدید، مردم را در برابر رفتارها و فرهنگ‌های تازه قرار می‌دهند.<br /><br />در گروه دوم نظریات توسعه، &quot;مدل تجویزی&quot; مورد انتقاد قرار می‌گیرد و پارادایمی آلترناتیو در برابر مدل تجویزی قرار می‌گیرد. نظریه‌های گروه اول اگر مبتنی بر جبر تکنولوژیک بود، بحث نظریه‌های گروه دوم در حوزه توسعه، مفاهیمی همچون برابری را در برگرفت که توسعه در آن به عنوان فرایندی محسوب می‌شود که دسترسی مردم به فرصت‌های مناسب و پایه دار را در جهت ارتقای زندگی خود و دیگران فراهم می‌سازد. در واقع تعاریف مربوط به ارتباطات و توسعه، حالت کیفی و کثرت گرایانه‌ای به خود می‌گیرند.<br /><br /><span style="COLOR: #ff9900"><span>به پارادایم نوسازی اشاره کردید، منظور از پارادایم نوسازی چیست؟</span> <br /></span>پارادایم نوسازی از پارادایم های قدرتمندی است که پس از جنگ جهانی دوم مطرح شد و برگرفته از مفهوم توسعه است، که آن نیز مبتنی بر نظریه سیاسی لیبرال است. مدل اقتصادی نظریه‌های نوسازی همان نگرش نئوکلاسیک است که سنگ پایه اقتصادهای غربی را می‌سازد و بر فعالیت عوامل و نهادها در مسیر شتاب بخشیدن به رشد در عرصه‌های مختلف از جمله تولید، تجارت بازار آزاد و ... تأکید می‌کند.<br />همچنین باید یادآور شد که جوامع جهان سوم در نظریه نوسازی جزو جوامع سنتی محسوب می‌شوند که فاقد مشخصه های کمّی وکیفی کشورهای صنعتی و مدرن‌اند و در برخورد با بحران ها، فاقد توان و قدرت تلقی می‌شدند. نکته‌ای که باید تصریح کرد این است که پارادایم نوسازی به دلیل دیدگاه های منفی که نسبت به فرهنگ و اعتقادات افراد جوامع داشته مورد انتقاد قرار گرفته است، چرا که در این دیدگاه اگر کشورهای جهان سوم می‌خواستند مدرن شوند، می‌باید سنن و فرهنگ خود را نابود سازند و یا به نحوی تغییر دهند که جذب تفکرات مدرن شوند.</p><p><span style="COLOR: #ffcc99"> <span style="COLOR: #ff9900">با توجه به اینکه در پارادایم نوسازی، نگرش منفی نسبت به سنت وجود دارد، به اعتقاد شما آیا سنت و نوآوری می‌توانند در کنار هم قرار گیرند؟</span></span><br />از دیدگاه بسیاری از صاحبنظران عرصه توسعه، پاسخ به این سؤال مثبت است. در واقع سنت و نوآوری در کنار هم قرار دارند و در حفظ و بقای جامعه یاری دهنده یکدیگرند. آنچه که امروزه سنت نامیده می‌شود، در گذشته نوآوری محسوب می‌شده و نیازهای اجتماعی انسان را برآورده می‌کردند. در واقع باید گفت که پایداری جوامع بر شالوده سنت ها و دوام آن بر بنیاد نوآوری‌ها استوار است. سنت و نوآوری را می‌توان در کنار هم و نه مغایر یکدیگر دانست.</p><p><span style="COLOR: #ffcc99"> <span style="COLOR: #ff9900">برخی منتقدین معتقدندکه موضوع ارتباطات و توسعه در واقع تسهیل‌کننده‌ی نظام سلطه کشورهای توسعه یافته در کشورهای در حال رشد است، در این خصوص نظر شما چیست؟</span></span><br />قدیمی‌ترین پارادایم توسعه، ریشه در تاریخ غرب دارد و از قدرتمندترین ایده های غربی محسوب می شود. عنصر اصلی آن استعاره رشد است. در واقع پارادایم نوسازی با معانی فرایندهای تقلید، با جدایی بین حوزه‌های نو و قدیم، بخش های عقب افتاده و پیشرفته و جدایی انسان‌های متمدن از گروه‌های بربر پیوند زده شد. از این جهت وقتی صحبت از توسعه می شد، آن را به مثابه فرایندی تصور می‌کردند که هر جامعه ای می‌خواهد به آن دست یابد، باید این فرایندها در مراحل آن اتفاق افتد. چرا که مثلاً بخش‌های صنعتی یک جامعه درجه‌ای بالاتر از بخش‌های سنتی دارد و لذا باید از هم جدا شوند. به اعتقاد جامعه‌شناسان حوزه‌ی توسعه، یک جامعه سنتی به‌وسیله‌ی تغییر هنجارها و ارزش ها وارد یک جامعه مدرن می‌شود. این نظریه در واقع در دهه های 1950 و 1960 میلادی در میان دانشمندان علوم اجتماعی غربی از جمله آیزنشتات، هوزلیتز، پارسونز، روستو و دیگران رواج داشت. اما به لحاظ عدم دستیابی به نتیجه مطلوب درکشورهای جهان سوم به گونه ای که پارادایم غربی پیش‌بینی کرده بود، انتقادهایی به این پارادایم مطرح شد، از جمله هیگن جامعه شناس مکزیکی مطرح کرد که تقسیم کشورهای جهان سوم به بخش سنتی و مدرن، نتیجه فرایند توسعه غربی است که در واقع موجب نابرابری و توسعه نیافتگی در جهان سوم می‌شود. نظریه وابستگی &quot;پل باران&quot; نیز توسعه‌نیافتگی را فرایندهای وابسته به یکدیگر می‌داند. در واقع، به اعتقاد &quot;پل باران&quot; مهمترین عامل بازدارنده توسعه در جهان سوم، موانع داخلی نیستند، بلکه بیشتر نظام بین الملل و عوامل خارجی در این میان نقش دارند که موجب توسعه بیشتر کشورهای غربی و توسعه نیافتگی کشورهای جهان سوم یا پیرامون می‌شوند. با این وجود به نظریه وابستگی نیز انتقادهایی نظیر فقدان تحلیل‌های ذاتی طبقه و دولت، تک بعدی بودن و تأکید بیش از اندازه به متغیرهای خارجی وارد است. باید یادآور شد که رویکردهای جدیدی در توسعه مطرح شده است، از جمله اینکه توسعه فقط به وسیله عوامل خارجی تحقق نمی‌یابد و یک فرایند چند بعدی است که از جامعه‌ای به جامعه دیگر متفاوت خواهد بود.<br /><br /><span style="COLOR: #ffcc99"><span style="COLOR: #ff9900">رسانه ها چه تحولاتی در مباحث مربوط به ارتباطات و توسعه ایجاد کرده‌اند؟</span><br /></span>در پاسخ به این سؤال باید گفت که رسانه‌ها تنها شاخصی برای سنجش میزان توسعه در یک جامعه نیستند، بلکه به عنوان وسیله‌‌ای در جهت امکان پذیر ساختن توسعه اجتماعی مطرح هستند. رسانه‌ها در تسهیل امر توسعه و تغییر شرایط جامعه و افراد تأثیر گذارند. در نظریه‌های جدید رویکردهای نوینی نسبت به توسعه و رسانه ها مطرح شده که به جای نگاه تک بعدی، همه جانبه بوده و همه جوانب این دو فرایند را در نظر می‌گیرد. بین توسعه و رسانه‌ها رابطه ای افقی و همسطح برقرار است که زمینه تبادل اطلاعات و ارزش‌ها را فراهم می‌کند.<br />رسانه ها از یک سو جزو عوامل آگاهی‌دهی در ارائه و اجرای طرح‌های مختلف توسعه به شمار می روند و از سوی دیگر، خود به عنوان شاخص های توسعه از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. ضمناً رسانه های جدید مبتنی بر وب نیز تحولات گسترده‌ای را در مباحث مربوط به توسعه پدید آورده‌اند. امروزه تکنولوژی‌های جدید، تعادل قدرت جهانی را بر هم زده و جنبش جدید اجتماعی در حال شکل‌گیری است که در آن جامعه اطلاعاتی پدید‌آورنده ارتباطات جدیدی است و در آینده جای ارتباطات سنتی را خواهد گرفت. بنابراین با فرارسیدن جامعه اطلاعاتی سرمایه‌داری سنتی و سوسیالیزم نیز به فنا محکوم می‌شوند، چرا که توسعه شبکه‌های ارتباطی از طریق رسانه‌های مبتنی بر وب، مفهوم طبقه را بی‌معنی خواهد کرد و این رابطه را بر هم خواهد زد و موجب آزادی عمل و اقتدار فردی افراد جامعه می شود.<br /><br /><span style="COLOR: #ff9900">به عنوان یک استاد دانشگاه بفرمائید که چه توصیه‌ای به نظام رسانه‌ای دارید تا قوام‌دهنده توسعه اقتصادی و سیاسی در جامعه باشد؟</span><br />به طور خلاصه عرض کنم که از رسانه ها باید به عنوان نهاد تضمین کننده شکوفایی و توسعه یاد کرد. رسانه ها در جامعه کنونی ما در صورتی می‌توانند قوام دهنده توسعه باشند که از سه ویژگی استقلال، تنوع و فراگیری برخوردار باشند. همه گروه‌ها و احزاب و افراد جامعه باید امکان برخورداری از رسانه‌ها را داشته باشند، در غیر این صورت الگوی توسعه، یک الگوی نامناسب و بدقواره‌ای خواهد بود. در حال حاضر الگوی توسعه ایران الگوی مناسبی نیست و این عدم تناسب، فضای رسانه‌های جمعی ما را نیز در برگرفته است. اگر رسانه‌های جمعی ما مستقل، متنوع، فراگیر و مدافع منافع ملی و حتی مدافع منافع گروهی و طرفداران خود باشند، به یکی از ضرورت‌های توسعه‌ی جامعه دست یافته‌ایم.</p>]]></description>
         <link>http://www.radanews.com/rada/interview/archives/2008/07/post_6.php</link>
         <guid>http://www.radanews.com/rada/interview/archives/2008/07/post_6.php</guid>
        
        
         <pubDate>Thu, 24 Jul 2008 19:20:38 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>حضور پرنفوذتر «پرس تي وي» در جهان </title>
         <description><![CDATA[<p>محمد سرافراز به عنوان معاون برون‌مرزي صداوسيما و مدير شبكه‌ي پرس‌تي‌وي همزمان با 12 تيرماه آغاز دومين سال فعاليت تلويزيون انگليسي زبان ايران، درباره‌ي «چگونگي حضور اين تلويزيون در بيرون مرزهاي ايران»، «شمار مخاطبان»، «تهديدهايي كه اين شبكه و خبرنگارانش با آن مواجه‌اند» ، «امكان جذب سرمايه خارجي» و «راه‌هاي نفوذ بيشتر اين شبكه در جهان» با خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا سخن گفت. </p><p>وي درباره‌ي ضرورت داشتن يك ماهواره‌ي مستقل و تاثيري كه اين ماهواره در امنيت آنتن شبكه‌ي «پرس‌تي‌وي» مي‌تواند داشته باشد، باتوجه به تهديد‌هايي كه شبكه‌هاي برون‌مرزي سيما با آن مواجه بوده‌اند، اظهار كرد: حضور ماهواره‌ي مستقل يك ضرورت فراموش‌شده در جمهوري اسلامي ايران است كه هرزماني جلوي ضرر را بگيريم منفعت است. </p><p>محمد سرافراز ادامه داد: ماهواره مستقل ايران به تنهايي براي يك شبكه‌ي خبري بين‌المللي كفايت نمي‌كند. ماهواره يك نقطه‌ي پوشش خاص دارد كه براي آن نقطه اين‌كار حياتي است و هرنقطه‌يي كه تحت پوشش آن ماهواره است بايد به سرعت راه بيفتد، ولي براي ساير نقاط همكاري و تعامل با شركت‌هايي كه ماهواره‌ اجاره مي‌دهند وجود دارد. </p><p>وي در ادامه با اشاره به اين كه «ما همواره محدوديت‌هايي در آنتن برون‌مرزي داريم» مثال زد: متاسفانه بايد گفت، دولت انگليس سعي كرده است از تشديد تحريم‌ها عليه ايران كه اصل آن غيرقانوني است نه طبق مصوبه‌ي شوراي امنيت است و نه براساس قوانين داخلي كشورهاي خودشان مبناي قانوني دارد، به‌گونه‌يي كه همان رفتاري را كه درباره‌ي بانك ملي داشتند متاسفانه همان روند را درباره‌ي شركت‌هايي كه با مجوز قانوني براي پرس تي وي كار مي‌كنند را دنبال كنند و به شدت دارند براي آن ها محدوديت ايجاد مي‌كنند. </p><p>مدير شبكه پرس تي وي در پاسخ به اين پرسش كه واكنش شما در برابر اين اقدامات چه بوده است؟ گفت: كاري كه آن‌ها پيگيري مي‌كنند تا ما نتوانيم از نظر مالي يك فعاليت قانوني در آنجا داشته باشيم كاملا غيرقانوني است، البته در كشورهايي مثل عراق و افغانستان نيز كه آمريكا و انگليس حضور نظامي دارند سعي كردند تا آن جايي كه مي‌توانند محدوديت ايجاد كنند، در افغانستان نمونه‌يي را ديديم كه خبرنگار ما را گرفتند و تا صبح در سياه‌ چالي نگه داشته و او را تهديد كردند درعراق نيز بعد از سه خبر و گزارشي كه درباره‌ي قرارداد امنيتي آمريكا و عراق كه مي‌خواستند محرمانه تصويب كنند، كار كرديم باعث شد كه اكنون محدوديت‌هايي را براي ما در عراق ايجاد كنند. </p><p>سرافراز در پاسخ به اين پرسش ايسنا كه كجاها جلوي آنتن شبكه‌ي پرس تي وي را مي‌گيرند، گفت: درعراق به‌ويژه در منطقه‌يي كه تمام دولت و مراكز اصلي درآن است، براي ما مشكل درست كردند؛ اكنون ما بيشتر درآنجا مشكل داريم، در اروپا و آمريكا مي‌گويند رسانه‌ها آزادانه، فضا باز است ولي اين در ظاهر قضيه است، بله فضا آزاد است، يعني يك شبكه‌ در آسمان مي‌تواند خودش را پخش كند، ولي به محض اين‌كه بخواهد به زمين بيايد و به خانه‌هاي مخاطبان بروند بايد از چه قوانين پيچيده‌اي بگذرد كه به‌راحتي امكان‌پذير نيست، خصوصا درآمريكا محدوديت‌هاي شديد ايجاد كردند. </p><p>وي ادامه داد: با اين محدوديت‌ها بسياري از طريق تهيه ريسيور با مجوز برنامه‌هايي مثل پرس‌تي‌وي را مي‌بينند، اما شبكه‌هاي كابلي در اروپا و آمريكا خيلي به سختي اجازه مي‌دهند كه شبكه‌يي مثل پرس‌تي‌وي وارد كشورشان شود. </p><p>مدير شبكه‌ي پرس‌تي‌وي در پاسخ به اين‌كه آيا شما برنامه‌ي خاص براي مقابله در برابر اين محدوديت‌ها داريد؟ اظهار كرد: ما بخشي را گذاشتيم كه دارند روش‌هاي مختلف را بررسي مي‌كنند راه‌هاي مختلف را مي‌روند، يك‌راه روش‌هاي جايگزين پخش است مثل پخش از طريق اينترنت، آسي‌پي‌تي‌وي و روش‌هاي كه در تكنولوژي جديد امكان‌پذير است ولي خيلي مرسوم نشده است، ما برخي از اين روش‌ها را رفتيم برخي ديگر را نيز داريم وارد آنها مي‌شويم. </p><p><br />*** </p><p>معاون برون مرزي صداوسيما در پاسخ به اين پرسش كه در جذب نيرو براي پرس تي وي با چه مسائلي مواجه هستيد، گفت: چون بدنه‌ي اصلي شبكه‌ را از نيروهاي جوان و تازه كار جذب كرديم كه با آموزش آن‌ها را به كار گرفته‌ايم بدنه‌ي خوبي داريم، براي نيروهاي شناخته‌شده و معروف كه در كار رسانه سابقه دارند هميشه يك بحثمان بودجه بوده است و مقايسه‌ي پول‌هايي كه ما مي‌دهيم با رسانه‌هاي ديگر؛ با اين حال ما توانسته‌ايم افراد قابل‌توجهي را جذب كنيم كه اين‌ها بيشتر به دليل اشتراك زباني كه با اين رسانه داشتند جذب شدند مثلا «آقاي گالوي» مبلغي با شرايط بسيار متفاوت به ايشان پيشنهاد شده است، ولي به‌خاطر اشتراك فكري كه با اين شبكه‌ داشته با پرس تي وي كار مي‌كند. </p><p><br />*** </p><p>سرافراز در ادامه درباره‌ي شبكه‌ي‌ «پرس‌تي‌وي» در يك سال گذشته گفت: روبه پيشرفت بوده است، اگر از نگاه مخاطب نيز بخواهيم درنظر بگيريم مخاطبان رو به افزايش نيز داشته است. هم وب‌سايت شبكه‌ و هم خود شبكه‌ي تلويزيوني اين ‌گونه بوده است؛ به طور‌يي كه در آخرين آمار وب‌سايت ما كه مربوط به ماه گذشته است بيش از سه‌ميليون و هفتصد‌هزار بازديد‌كننده داشته كه درمقايسه با راه‌اندازي افزايش قابل توجهي داشته است. </p><p>وي ادامه داد: هرچند براي خود شبكه يك نظرسنجي علمي نداشتيم، اما نظرخواهي به روش اينترنتي و حضوري داشتيم؛ مثلا در آمريكا دو گروه مستند‌ساز كه به خاطر نوع برنامه‌شان در ايالت‌هاي مختلف مقر دارند در صحبت با كار شناسان مختلف دريافتند كه اغلب مسلمانان آمريكا اين شبكه را مي‌بينند، نخبگان، سياسيون جامعه آمريكا نيز شبكه‌ي پرس‌تي‌وي را مي‌بينند و برايشان مهم است؛ دراروپا و انگليس نيز همين‌طور؛ در ساير كشورهاي انگليسي زبان مانند هند و پاكستان مخاطبان خوب و قابل توجهي داريم و اين‌ به‌گونه‌اي است كه مي‌توان گفت، شبكه‌ي «پرس‌تي‌وي» از جهت مخاطب تفاوت عمده با راشاتودي يا فرانسه 24 كه تقريبا دريك دوره زماني راه‌اندازي شدند دارد و اصلا قابل مقايسه با شبكه‌ي ما نيستند. </p><p>سرافراز هم‌چنين گفت: يكي از برنامه‌هايي كه جديدا در شبكه‌ي پرس تي وي راه انداختيم برنامه‌يي به نام «كامنت» است كه آن را جورج گالوي نماينده‌ي پارلمان انگليس اجرا مي‌كند، اين برنامه به‌طور زنده با مخاطب ارتباط برقرار مي‌كند و از آن‌ها مي‌خواهد از طريق ايميل، sms، تلفن و روش‌هاي ارتباطي مختلف نظر خود را درباره‌ي برنامه‌ بدهند، زماني كه اين برنامه شروع مي‌شود صدها ايميل براي ما آمده است. </p><p><br />*** </p><p>مدير شبكه‌ي پرس‌تي‌وي در پاسخ به اين پرسش كه باتوجه به اين‌كه شما آنتن جمهوري اسلامي درخارج مرزها هستيد آيا مخاطبان شما انتظارتي دارند كه شما نتوانيد برآورده كنيد، چه از نظر نرم‌افزاري و چه سخت‌افرازي؟ گفت: اين انتظارات مي‌تواند متنوع باشد، بيشتر چيزهايي كه درخواست مي‌كنند اين است كه بيشتر از ايران صحبت كنيم، از اين‌كه راجع به حوادث بين‌المللي شبكه‌ي موضع منصفانه‌يي دارد و به شكل و جزيي كار را انجام مي‌دهد راضي هستند، لذا اين‌كه اين شبكه توانسته است رسانه‌يي شود براي آن‌هايي كه مكاني براي حرف‌زدن در ساير رسانه‌ها نداشتند خوشحالند، البته ممكن است به يك برنامه خاص دريك تاريخ خاص انتقادي نيز وارد شود. </p><p><br />*** </p><p>معاون برون‌مرزي صداوسيما درباره‌ي نقد عملكرد اين شبكه كه برخي منصفانه و برخي منفي و تهديدكننده است كه بعضا در سايت‌هاي ايراني و خارجي ديده مي‌شود، اظهار كرد: نقد يك چيز است، تهديد يك چيز ديگر. </p><p>به‌طور كلي يك سويه و يك جانبه بودن در برآيند اين شبكه اصلا وجود نداشته است يعني برنامه‌هايي كه اين شبكه در انگليس، آمريكا و غيره دارد، كارشناسان براي همان‌ كشور بوده و موضوعات همان جامعه را بيان مي‌كنند. در انگليس برنامه‌ها متنوع است، ساختار اغلب برنامه‌هاي شبكه اين است كه ديدگاه‌هاي مختلف را مطرح مي‌كند، حتي يكي از انتقاداتي كه يكي از رسانه‌ها گرفته بود اين بود كه اين جا در برخي از برنامه‌ كارشناس‌ها با هم جروبحث مي‌كنند كه مخاطب متوجه نمي‌شود كه چه كسي چه مي‌گويد. </p><p>سرافراز افزود: ما از نظر رسانه‌اي يك خلإيي را پركرديم، شبكه‌هايي مانند CNN ، BBC، فاكس‌نيوز و غيره، هيچ‌گاه ديدگاه‌هاي ايران را آن چنان كه ايران مي‌خواسته است مطرح نمي‌كردند، ولي «پرس‌تي‌وي» تا حد قابل توجهي اين خلأ را پركرده است، نه تنها درباره‌ي مسائل داخلي و سياست خارجي ايران، بلكه درباره‌ي كل مسائل خاورميانه مانند فلسطين، لبنان و عراق. </p><p>*** </p><p>سرافراز پوشش همه‌نوع اخبار را سياست پرس‌تي‌وي عنوان كرد و گفت: ما جلسه‌ي هفتگي شوراي وزارت خارجه كشورمان و يا سخنان وزير خارجه را زنده پخش مي‌كنيم.از سوي ديگر بوش، كانديدا‌هاي رياست‌جمهوري آمريكا و نخست‌وزير انگليس و غيره نيز اگر در جنبه‌هاي بين‌المللي سخنراني داشته باشند برخلاف شبكه‌هاي غربي كه معمولا يك‌طرفه كار مي‌كنند. </p><p>وي در پاسخ به اين پرسش كه چقدر مسوولان داخلي حاضر شدند در اين شبكه حضور پيدا كرده و به پرسش‌هاي مخاطبان و كارشناسان پاسخ دهند؟ اظهار كرد: ما دركشورمان يك بيماري تاريخي داريم آن اين است كه هم‌چنان رسانه‌ها جايگاه خودشان را پيدا نكردند، بيشتر در مورد رسانه‌هايي كه درداخل برنامه دارند مسوولان به اين فكر مي‌كنند كه چگونه مي‌توان از رسانه‌ براي جلب بيشتر نظر مردم استفاده كرد؛ اين نگاه براي يك رسانه درسطح بين‌الملل خيلي اهميت ندارد؛ البته مي‌توان گفت كه اكنون اين مشكل كمتر شده است يا شرايط مقداري بهتر شده است، ولي هنوز به نقطه‌ي قابل قبولي نرسيده است. </p><p>وي اضافه كرد: از جهت اين‌كه سرمايه‌گذاري‌هايي كه بايد براي شبكه‌ي بين‌المللي شود تا آن بتواند پرقدرت در دنيايي كه رقابت در آن شديد است ظاهر شود، انجام نمي‌شود. ازنظر نگاه رسانه‌يي نيز توجه به اين‌كه يك رسانه‌ي بين‌الملل براي مخاطب غربي يا آمريكايي چه تاثيري دارد بهتر شده است، ولي به نقطه‌ي مطلوب نرسيده است. </p><p><br />**** </p><p>مدير شبكه‌ي پرس‌تي‌وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا شما امكان گرفتن سرمايه‌ي خارجي را داريد يا خير؟ گفت: شبكه‌ به يك معنا چون مجوز پخش آگهي دارد مي‌تواند درآمد داشته باشد و براي اين درآمد الزامي ندارد كه حتما از منابع داخلي استفاده كند، دراين بخش ما هنوز قدم‌هاي اوليه را برداشتيم و هنوز به يك نقطه‌يي كه من بخواهم گزارشي بدهم نرسيده است. </p><p>وي در پاسخ به‌ اين‌كه چند درصد برنامه‌هايتان را مي‌توانيد به پخش آگهي اختصاص دهيد؟ اظهار كرد: چون شبكه‌ي خبري است طبعا ما زمان زيادي را نمي‌توانيم به پيام بازرگاني اختصاص دهيم، لذا زمان محدودي براي اين ‌كار درنظر گرفتيم. ولي همين شبكه‌ي خبري‌بودن نيز جذب آگهي را مشكل مي‌كند؛ مثلا اگر اين شبكه فيلم و سريال بود قطعا جذب آگهي در آن خيلي راحت‌تر بود، با اين وجود برنامه‌هايي دراين خصوص داريم وبه جاهايي نيز رسيده است ولي چون به نتيجه‌ي نهايي نرسيده نمي‌توانم گزارش بدهم. </p><p><br />*** </p><p>معاون برون‌مرزي صداو سيما در پاسخ به اين‌ پرسش كه عنوان نوآوري و شكوفايي چگونه در برنامه‌هاي اين شبكه‌ تجلي يافته است، اظهار كرد: پرس تي وي در ابعاد مختلف نوآوري داشته است؛ هم درنوع كارهاي هنري كه در اين شبكه مي‌شود شامل زيرنويس‌ها، يك گراندها، استوديو، دكور و كليپ‌هايي كه ساخته مي‌شود و هم نوع راه‌اندازي شبكه‌ نسبت به شبكه‌هاي ديگر متفاوت بوده است، شبكه‌هاي ديگر نيروهاي شبكه‌هاي رقيب را با پول بالاتر جذب مي‌كنند و ساختار شبكه‌ي اصلا اينگونه شكل مي‌گيرد، البته من هميشه به همكاران شبكه گفته‌ام ما نبايد به اين راضي باشيم و نبايد حركت را به شكل افقي ادامه بدهيم و نوآوري‌ها بايد ادامه پيدا كند. </p><p>وي در پاسخ به اين پرسش ايسنا كه شبكه‌ي شما چگونه مي‌تواند اين نوآوري را ترويج كند و بستر نوآوري را براي مخاطبان فراهم كند، با ذكر مثال توضيح داد: وقتي العالم براي اولين‌بار پخش برنامه به شكل نيوزروم را شروع كرد و به شكل بدون نوار برنامه تلويزيوني پخش كرد درايران كار بي‌نظيري بود، اين راه را براي شبكه‌هاي ديگر باز كرد، اكنون نيز كاري كه پرس‌تي‌وي كرده است طراحي آرشيو روبوتيك است، مهندسان ما نر‌م‌افزاري را طراحي كردند كه بخش عمده‌يي از منابع خبري بدون اين‌كه انسان در ان دست ببرد براي دبير خبر انتخاب مي‌كند و به‌طور اتوماتيك اين نوار مي‌رود روي ‌Handnews room و دراختيار دبير خبر قرار مي‌گيرد. اين‌ها براي ساير شبكه‌ها مي‌تواند راه‌گشا باشد. </p><p>وي ادامه داد: ايجاد يك بخش هنري درساختار يك شبكه‌ درايران سابقه ندارد، ما اين‌كار را كرديم و معلوم شد كه اين بسيار موثر است اگر آدم‌هاي آن درست انتخاب شوند مي‌تواند در شكل شبكه‌ تاثير‌گذار باشد. ما توانستيم از جهت شكل شبكه‌ براي كاري كه درانگليس، بيروت و واشنگتن و نيويورك مي‌خواهد بشود ايجاد كنيم، كارسختي است ولي ما توانستيم اين شبكه را به عنوان هويت يكسان نشان دهيم يا آلمان‌هاي ثابتي كه براي برنامه‌هاي مختلف از جهت رنگ و گرافيك و ... ايجاد كرديم . </p><p>سرافراز در پاسخ به اين‌كه چقدر شما تلاش كرديد كه خبرها و دستاوردهاي نوآورانه درايران را منعكس كنيد، گفت: ما به شكل برنامه‌ريزي شده براي اين‌ برنامه‌ريزي نكرديم، اين‌ها را در اختيار مخاطب قرار داديم و مخاطبان خاص رسانه‌يي نكته‌ها را مي‌بينند و از آن استفاده مي‌كنند. </p><p>مدير شبكه‌ي پرس‌تي‌وي در پاسخ به اين‌كه در مصاحبه‌يي يكي از افتخارات شبكه‌ي شما را تكذيب نشدن هيچ خبري در يكسال گذشته مطرح كردند درست است اظهار كرد: فكر مي‌كنم درست است، تمام خبرها داراي اين ويژگي بودند، شبكه‌ تاكيد كرد كه خبرها را صادقانه و درست براي مخاطبان انتخاب و توليد كند. </p><p>معاون برون مرزي صداوسيما در پايان تصريح كرد: اكنون شبكه‌ي پرس‌تي‌وي يك منبع خبري قابل توجه براي رسانه‌هاي غربي خصوصا درآمريكا شده است، هرماه حدود 500 ـ 600 صفحه از گزارشي كه به دست من مي‌رسد درخبرگزاري‌ها، شبكه‌هاي تلويزيوني، سايت‌هاي اينترنتي و مراكز مهم و تاثير‌گذاري كه مراكز مطالعاتي براي نخبگان آمريكا هستند به شبكه‌ي ما اختصاص دارد كه اين نشان مي‌دهد شبكه‌ي تاثير قابل توجهي داشته است. </p><p>منبع: ایسنا <br /> <br /></p>]]></description>
         <link>http://www.radanews.com/rada/interview/archives/2008/07/post_5.php</link>
         <guid>http://www.radanews.com/rada/interview/archives/2008/07/post_5.php</guid>
        
        
         <pubDate>Wed, 02 Jul 2008 17:29:28 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>مدير شبكه جهاني بي.بي.سي: به  بي.بي.سي اعتقاد دارم و از آن دفاع مي‌كنم</title>
         <description><![CDATA[<p><strong>ريچارد سمبروك، مدير شبكه جهاني بي.بي.سي چندي پيش براي شركت در نهمين جشنواره بين‌المللي راديو به ايران آمده بود. موضوع سخنان او در جشنواره اصفهان تكنولوژي و تأثيرش در عرصه خبر و رسانه بود. <br />سمبروك به گفته خودش نخستين بار است كه ايران را مي‌بيند و از مدت‌ها پيش هم آرزو داشته از نزديك كشوري را ببيند كه چندين سال است گاه‌گاهي در صدر اخبار رسانه‌هاي جهان است. <br />توليدات بي.بي.سي به 33 زبان در سراسر جهان مخابره مي‌شود و بعد از زبان انگليسي بيشترين كاربران آن عرب‌زبانان هستند. گفتگو با ريچارد سمبروك در دفتر بي.بي.سي در تهران انجام شده كه در زير مي‌خوانيد:</strong> <br />                                                                                   ***<br /><strong></strong></p><p><strong>شما در شبكه خبري‌ كار مي‌كنيد كه بخشي از آن مربوط به خاورميانه است، با توجه به عدم شناخت شما از ايران و اينكه تاكنون به ايران سفري نداشته‌ايد بفرماييد ارزيابي‌‌هايي كه در شبكه جهاني بي.بي.سي از تحولات ايران و خاورميانه انجام داده‌ايد بر چه اساسي بوده است؟ <br /></strong><br />ما تيم‌هاي بسيار متخصصي داريم كه هم به صورت حرفه‌‌اي ايران را مي‌شناسند و هم روي مسائل ايران كار مي‌كنند و من حتماً حتماً‌ به ارزيابي و قضاوت آنها اطمينان دارم. <br /><br /><strong>آنچه كه اين تيم‌هاي تخصصي از ايران ارزيابي و تحليل كرده‌اند، موافق قضاوت و نگاه شما از ايران هست؟</strong> <br /><br />من دلايل بسياري دارم كه همه آنچه اين افراد تحليل مي‌كرده‌اند در اكثر موارد درست بوده است. ما در بي.بي.سي بازنگري‌هايي داريم كه توسط افرادي خارج از مجموعه صورت مي‌گيرند و بسيار اهميت مي‌دهيم كه اخبارمان بي‌طرفانه باشد و درست قضاوت كنيم. <br /><br /><strong>مستنداتي كه مي‌گوئيد، مي‌توانيد ارائه دهيد تا نشان دهد گزارش‌هاي‌ شما از تحولات منطقه خاورميانه درست و بي‌طرفانه بوده، همين‌هايي هست كه اين چند روز در ايران ديده‌ايد؟</strong> <br /><br />دو روز در ايران بودن اين فرصت را به من نمي‌دهد كه همه جا را ببينم. متواضعانه مي‌گويم كه براي كشوري به اين بزرگي و پيچيدگي و قدمت، بنده فقط بايد متكي باشم به تيم‌هاي بسيار تخصصي كه روي ايران به صورت حرفه‌اي كار مي‌كنند. مسئوليت من اين است شبكه‌هايي را كه به زبان‌هاي مختلف پخش مي‌شود، مديريت كنم و نگاهي داشته‌ باشم به 230 ميليون بيننده بي.بي.سي در سراسر جهان. ما بايد توسط آن چيزي كه پخش مي‌كنيم قضاوت شويم، 230 ميليون نفري كه در هفته بي.بي.سي را نگاه مي‌كنند خودشان اين شبكه را انتخاب مي‌كنند و ما آنها را مجبور نكرده‌ايم. مطالبي كه در خبرگزاري‌ها مطرح شده بود كه بي.بي.سي مي‌خواهد در آسيا سيطره داشته باشد، افكار خيلي مسخره و مضحكي است، به خاطر اينكه ما هرگز نمي‌توانيم اين كار را انجام دهيم، حتي اگر بخواهيم. <br /><br /><strong>اتفاقاً شما در افتتاحيه جشنواره راديو و تلويزيون بسيار از بي.بي.سي و خودتان تعريف و تمجيد كرده بوديد و نوعي نگاه منفي از صحبت‌هايتان در ذهن خبرنگاران به وجود آمده بود؟</strong> <br /><br />من در بي.بي.سي كار مي‌كنم و به آن اعتقاد دارم و معلوم است كه از بي.بي.سي دفاع مي‌كنم. از من دعوت شده بود كه به ايران بيايم و راجع به بي.بي.سي صحبت كنم. <br /><br /><strong>ديدار چند روزه‌تان از ايران احتمالاً در گزارش‌هايي كه از اين پس درباره ايران منتشر مي‌‌كنيد، تأثيري مي‌گذارد؟</strong> <br />خيلي خيلي مهم است براي من كه بيشتر راجع به ايران بفهمم، هر چند اين ديدار خيلي كوتاه بود ولي خيلي مي‌تواند به من كمك كند. من اينجا وقتي صحبت مي‌كنم راجع به مسائل مختلف مثل راه‌اندازي بي.بي.سي فارسي مي‌توانم بفهمم شرايط چگونه است و از آن استفاده كنم. <br /><br /><strong>اشاره كرديد به بي‌طرفي اخبار بي.بي.سي ولي وقتي سايت بي.بي.سي و به خصوص سايت فارسي آن را نگاه مي‌كنيم، ممكن است از نگاه خودتان بي‌طرفانه باشد، اما نوع چينش و انتخاب خبرهاي اين منطقه نگاه خاص بي.بي.سي را مي‌رساند كه فقط دنبال موارد خاصي است و در نهايت تصويري را به مخاطب القاء مي‌‌كند كه خشونت، عقب‌افتادگي و عقب‌ماندگي از جمله آنها است.</strong> <br /><br />غيرقابل اجتناب مي‌تواند باشد براي هر شبكه خبري كه وقتي خشونت و يا اتفاق خشونت‌آميزي روي مي‌دهد به آن نپردازد اما وقتي شما به لايه‌هاي عميق‌تر بي.بي.سي مي‌رويد،‌ مي‌بينيد موارد بسيار زيادي هست كه راجع به مسائلي فراتر از آنچه اينجا هست صحبت كرده. الان مفهوم بي‌طرفي هم تغيير كرده و به آن مفهوم گذشته نيست كه شما فقط دو طرف داستان را داشته باشيد. ممكن است شما راجع به يك قضيه، جنبه‌هاي بسيار متفاوتي را در نظر بگيرد. چيزي كه الان ما روي آن سرمايه‌گذاري مي‌كنيم اين نيست كه فقط دو سوي قضيه را نگاه كنيم، بلكه سعي مي‌كنيم در اقصي نقاط عالم با جنبه‌ها و اضلاع مختلف يك حادثه رابطه برقرار كنيم. خيلي تلاش مي‌كنيم كه از ايران تصاوير جامع‌تري را گزارش دهيم ولي فقط يك خبرنگار اينجا داريم و بيشتر از اين اجازه نداريم. آن يك خبرنگار هم خيلي كار مي‌كند. اگر خبرنگار بيشتري داشته باشيم، مي‌توانيم ده‌ها تصاوير كامل‌تر از ايران ارائه دهيم. <br /><br /><strong>توضيحاتي كه داديد مرا قانع نكرد. اگر همين الان سايت فارسي بي.بي.سي را نگاه كنيم، اخباري را كه نمايش مي‌دهد تصوير اختلاف و تفرقه در ايران و يا عقب‌ماندگي است. نمي‌گويم پيشرفت در منطقه چشمگير است ولي اتفاق‌هايي هم كه در اين زمينه افتاده كمتر در گزارش‌هاي بي.بي.سي مي‌بينيم. <br /></strong><br />احترام مي‌گذارم به اينكه شما قانع نشده‌ايد اما تمام تلاش‌مان اين است كه مستقل باشيم و مستقل رفتار كنيم و اخباري كه از بي.بي.سي منتشر مي‌شود بهترين چيز براي قضاوت درباره آن است. به هر حال مردم جهان اين حق را دارند كه تصميم بگيرند چه نگاه كنند و چه نگاه نكنند، به هيچ وجه كسي را مجبور نمي‌كنيم كه چه چيزي را نگاه كنند و يا بشنوند. آنچه كه تلاش مي‌كنيم در بي.بي.سي فارسي نشان دهيم فقط اين نيست كه ايران را براي ايران گزارش دهيم بلكه ايران را هم براي جهان گزارش دهيم. <br /><br /><strong>يكي از مسائلي كه در خاورميانه حاد است و معمولاً از آن سوءاستفاده شده، تعدد قوميت‌ها است و بي.بي.سي روي اين مسأله مانور زيادي مي‌دهد، مثلاً اگر در منطقه‌اي يك نماينده از قومي به مجلس نرود بي.بي.سي آن را بزرگ مي‌كند و با تيتر مستقل به آن‌ مي‌پردازد. <br /></strong><br />ما به مسائل قومي و اختلاف‌هاي قومي نه تنها در ايران بلكه در جهان و حتي در انگلستان نيز مي‌پردازيم. وقتي گروه‌هاي ايرلندي تروريست در انگلستان فعاليت مي‌كردند به طور گسترده با گروه‌هاي تروريستي گفتگو مي‌كرديم و گفتگوهايشان را هم پخش مي‌كرديم و گزارش مي‌داديم كه چه مي‌كنند و چه افكاري دارند. به همين دليل بي.بي.سي با دولت انگلستان درگير شده بود كه چرا به گروه‌هاي تروريستي مي‌پردازد. براي ما مهم است كه مردم بدانند اين گروه‌ها چه فكر مي‌كنند و چگونه مي‌خواهند كشور را اداره كنند، بنابراين ناچار هستيم كه گزارش دهيم. <br /><br /><strong>گفتيد يك خبرنگار در ايران داريد ولي چطور مي‌خواهيد شبكه فارسي راه‌اندازي كنيد و اصلاً كار اين شبكه به كجا كشيده شد؟</strong> <br /><br />چيزي حدود 7 ماه ديگر يعني اواخر سال ميلادي شبكه فارسي فعاليتش را به مدت 8 ساعت در روز كه از ساعت 5 بعدازظهر تا يك نصف شب است، شروع مي‌كند. اين شبكه فقط خبري نيست و برنامه‌هاي علمي، فرهنگي، مستند، تاريخ وحش و طبيعت در اين شبكه گنجانده شده و سعي مي‌كنيم بهترين توليدات را با بهترين تصوير درباره ايران ارائه دهيم. اين شبكه از طريق اينترنت و ماهواره براي همه مردم دنيا قابل استفاده است. <br /><br /><strong>شنيده‌ام كه هنوز مجوز فعاليت اين شبكه در ايران صادر نشده، براي پوشش اخبار داخل ايران چه كار مي‌كنيد؟</strong> <br /><br />ما مي‌خواهيم كه آدم‌هاي بيشتري را داخل ايران داشته باشيم تا گزارش‌هاي بيشتر و بهتري را درباره ايران تهيه كنيم. اين را مي‌فهمم كه مسئولان ايراني نگراني‌هايي را در اين مورد دارند اما آنچه مهم است، اين است كه الان داريم صحبت مي‌كنيم و اميدواريم به راه‌حل‌هايي برسيم. هرچه بيشتر نيرو در ايران داشته باشيم مي‌توانيم تصوير قوي‌تر، بهتر و بزرگ‌تري را از ايران نشان بدهيم. اين هم به نفع بي.بي.سي است كه بتواند تصاوير بهتري را از ايران گزارش بدهد و هم به نفع منافع ايران است كه تصاوير بهتري از آن نشان داده شود. <br /><br /><strong> نگفتيد شما كه مجوز نگرفته‌ايد چطوري مي‌خواهيد 7 ماه ديگر برنامه‌هاي‌تان را شروع كنيد؟</strong> <br /><br />اين برنامه‌ها فقط از داخل ايران نيست. بهترين برنامه‌هاي مستند، علمي و فرهنگي به زبان فارسي پخش خواهد شد و كانالي است براي همه فارسي‌زبانان در سراسر جهان. البته خوشحال مي‌شويم كه از داخل ايران اخبار بيشتري را داشته باشيم. <br /><br /><strong>اشاره كرديد به اينكه مسئولان ايراني نگران هستند نسبت به برنامه‌هاي شما. نام بي.بي.سي به دلايل تاريخي در افكار عمومي ايراني‌ها با بدبيني همراه است و اصلاً متهم به اين است كه اين نگراني درباره‌اش باشد. <br /></strong><br />باز هم تأكيد مي‌كنم كه بي.بي.سي توسط برنامه‌هايش قضاوت مي‌شود و اين را هم مي‌دانيم كه مسيري طولاني وجود دارد تا بتوانيم اعتمادسازي كنيم بين خودمان، ايران و مسئولان ايراني اما معتقدم كه اين اعتماد مي‌تواند ايجاد شود و غير ممكن نيست. در نهايت هم اين مردم هستند كه بايد قضاوت كنند كه بي.بي.سي را نگاه كنند و گوش كنند يا نه. آنها هميشه داراي حق انتخاب هستند و امروزه حق انتخاب‌شان به خاطر وجود تعداد زيادي از شبكه‌هاي خبري و سايت‌هاي مختلف بسيار فراتر از گذشته است. مثل هر سازمان خبررساني ديگري بي.بي.سي هم بايد بداند كه مردم چه مي‌خواهند و به چه چيزهايي اهميت مي‌دهند و سعي كند به آن سمت حركت كند و اخباري توليد كند كه بيشتر با ذائقه مردم جور باشد. <br /><br /><strong>در 10 سال اخير رسانه‌‌هاي زيادي در ايران اعم از روزنامه، راديو و تلويزيون و خبرگزاري شكل گرفته كه بعضي از اين رسانه‌ها به زبان انگليسي هم هستند، مثل press tv كه هم به انگليسي است و هم برو‌ن‌مرزي. ارزيابي‌تان نسبت به اين رسانه‌ها چيست؟ <br /></strong><br />اولاً اينكه خيلي مثبت است كه اين خبرگزاري‌ها و روزنامه‌هايي كه شما به آنها اشاره كرديد در اين چند سال رشد كرده. شخصاً press tv را مي‌بينيم و اين شبكه باعث ‌شده من بتوانم افكار و اخبار مختلفي را با نگاه متفاوت ببينم و شخصاً آن را بسيار سالم و درست مي‌بينم. عرصه خبر الان ديگر عرصه گفتگو است نه يك راه يك طرفه كه فقط ما بگوييم چه چيزي بايد گفته شود و يا شنيده شود؛ گفتگويي است كه ما به آن احترام مي‌گذاريم. </p><p>منبع: فارس</p>]]></description>
         <link>http://www.radanews.com/rada/interview/archives/2008/05/post_4.php</link>
         <guid>http://www.radanews.com/rada/interview/archives/2008/05/post_4.php</guid>
        
        
         <pubDate>Sat, 31 May 2008 15:33:54 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>كار اول رسانه‌هاي آمريكا، حفظ نظامشان است</title>
         <description><![CDATA[<p>پروفسور حميد مولانا استاد دانشگاه آمريكن واشنگتن پس از نيم قرن مطالعه، تدريس، تحقيق و پژوهش بازنشسته شده و به ايران بازگشته است،او قصد ماندن در ايران را دارد و اعلام كرده كه تمامي مدارك، اسناد و يادداشت‌هاي 50 سال خود و كتابخانه‌اش را از آمريكا به بنياد فرهنگي مولانا در ايران منتقل خواهد كرد. <br />فرصتي دست داد تا در زمينه جايگاه رسانه، علت سرمايه‌گذاري ويژه غرب در بخش رسانه‌ها و كاركرد آن با وي به عنوان استاد ارتباطات بين‌الملل گفتگويي داشته باشيم. <br /><br /><strong>به نظر شما دليل سرمايه‌گذاري غرب و آمريكا بر روي رسانه‌ها چيست؟</strong> <br /><br />اينكه آمريكايي‌ها و غرب بويژه در 50 سال گذشته يك سرمايه‌گذاري شديدي در بخش رسانه‌ در تمام نهادهاي دولتي و خصوصي داشته‌اند سه دليل اصلي دارد. دليل اول اينكه آمريكا ادعا مي‌كند يك نظام دموكراسي دارد البته بعقيده من دموكراسي به معناي مشاركت مستقيم مردم و آنچه در كتاب‌ها خوانده‌ايم در دنيا وجود ندارد و امروز در بهترين شرايط، نخبگاني بر بقيه مردم حكومت مي كنند يعني به صورت «اليگارشي»، بنابراين كنترل افكار عمومي و كنترل و مديريت نخبگان يك مسئله بزرگي است. <br />بزرگترين مسئله آمريكا از جنبه اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي كنترل نظام و افكار عمومي است البته منظور از كنترل افكار عمومي اين نيست كه افكار عمومي را هميشه خفه مي‌كنند ولي مي‌خواهند مسير آن را مشخص كنند و براي اين كار، سازمان‌هاي قديمي مثل پليس، مدارس و دانشگاه‌ها كاربرد كاملي ندارد چون سازمان‌هاي اجتماعي خيلي پيچيده‌تر شده‌اند، رسانه‌ها ابزار خوبي براي اين كار هستند. مثلاً دولت مي‌خواهد يك تصميم‌گيري داخلي يا خارجي بكند كه در اين مسير نياز به بسيج افكار عمومي دارد و اين مسئله از طريق رسانه‌ها بايد انجام شود و رسانه‌ها تنها راهي هستند كه نخبگان و حكومت مي‌توانند با مردم تماس داشته باشند بنابراين مديريت و كنترل افكار عمومي در مسيري كه حكومت مي‌‌خواهد يكي از دلايل سرمايه‌گذاري روي رسانه است. <br />دليل دوم اينكه مردم بايد از جنبه اطلاعات، غذاي روزانه داشته باشند، در تعريف ساده، اطلاعات مساوي است با ارضاي احتياجات مردم، هميشه همه مردم درباره همه چيز كنجكاو هستند از آب و هوا گرفته تا تفريحات و مسائل اقتصادي و.... لذا يك كانال و نهادهايي بايد خوراك خبري، اطلاعاتي، تفريحي، مشغوليتي و... مردم را تأمين كنند كه رسانه‌ها اين احتياج را برطرف مي‌كنند. <br />سومين دليلي كه رسانه‌ها در غرب اهميت بالايي پيدا كرده و مديريت و كنترل آنها در دست شركت‌هاي بزرگ و كمپاني‌ها غول‌آسا قرار گرفته و به قدرت بزرگي تبديل شده‌اند نقش رسانه‌ها در اقتصاد و سرمايه‌داري در آمريكا است يعني رسانه‌ها بايد مصرف‌گرايي را ترويج كنند چون اگر در سرمايه‌داري، مصرف‌گرايي نباشد سيستم سقوط مي‌كند، بعد از حادثه 11 سپتامبر كه باعث خرابي اقتصاد و امنيت آمريكا شد «جرج بوش» و مسئولان آمريكا مرتباً در مصاحبه‌هاي خود اعلام مي‌كردند كه بهترين كار در راستاي وطن‌پرستي رفتن به فروشگاه‌ها و خريد از آن‌ها است يعني اقتصاد يك سيستم سرمايه‌داري با قوه خريد مردم بر پايه غير احتياجات ارتباط دارد بنابراين رسانه‌ها هم ارزش‌هاي اقتصادي مثل مصرف‌گرايي را تقويت مي‌كنند و هم از جنبه آگهي اين كار را مي‌كنند. بطور متوسط 95 درصد درآمد تمام رسانه‌هاي آمريكا (راديو، تلويزيون و مطبوعات) از طريق آگهي‌ها است چون سيستم سرمايه‌داري و رسانه‌هاي آمريكا يك سيستم خصوصي و بازرگاني است برخلاف سيستم‌ ايران كه يك سيستم ملي، دولتي، عقيدتي و اخلاقي است يعني در غرب اخلاق حكومت نمي‌كند بلكه در نتيجه كاربردهاي اقتصادي است كه اخلاق حاصل مي‌شود. <br /><br /><strong>رسانه‌ها در غرب در اختيار چه كساني قرار دارد و چگونه اداره مي‌شود؟ </strong><br /><br />جواب: تقريباً 85 درصد رسانه‌هاي آمريكا توسط كمتر از 20 كمپاني بزرگ آمريكا اداره مي‌شود و در حوزه تفريحات و مشغوليت مردم، 90 درصد برنامه‌ها توسط چهار كمپاني بزرگ آمريكا توليد مي‌شود بنابراين فرهنگ در آمريكا يك شركت بازرگاني است، در حالي كه 50 سال پيش، بيش از 2500 روزنامه در آمريكا وجود داشت اكنون تعداد آنها كمتر از هزار روزنامه است، تمام شهرهاي آمريكا بجز چند شهر، بيش از يك روزنامه ندارند و دليل آن خريد روزنامه‌هاي مختلف توسط كمپاني‌هاي بزرگ است. واشنگتن به عنوان پايتخت آمريكا فقط دو روزنامه دارد در حالي كه در تهران روزانه 14 تا 15 روزنامه منتشر مي‌شود كه هرچند تيراژ بالا ندارند. <br />روزنامه‌‌ها و راديو تلويزيون در آمريكا 95 درصد بازرگاني هستند، اينها در اختيار كمپاني‌هاي بزرگ هستند كه در بورس سهام دارند يعني بنگاه‌ها و شركت‌ها رسانه‌ها را اداره مي‌كنند تا سهامشان بالا برود اما اگر سهام بالا نرفت و ديدند ضرر مي‌كنند يا نفع زيادي نمي‌كنند روزنامه را مي‌بندند بنابراين شروع و سقوط روزنامه در آمريكا با وضع اقتصادي و بازرگاني سر و كار دارد و نه با احتياجات مردم و مسئوليت اجتماعي. در حالي كه روزنامه بايد چهار هدف «اطلاع‌رساني»، «بحث و بررسي مطالب مختلف»، «نقل‌ و انتقال ارزش‌ها» و «ايجاد مشغوليت، تفريح و...» را دنبال كند در روزنامه‌هاي آمريكا هدف آخر در درجه اول قرار دارد يعني بالاترين هدف صاحبان روزنامه‌ها، پول‌ درآوردن و نفع بيشتر است. <br />اينجا يك مسئله بزرگ پيش مي‌آيد و آن اينكه آيا رسانه‌ها بايد آن مطالب و محتويات را به مخاطب بدهند كه دوست دارد يا مطالبي را منعكس كند كه مورد احتياج مخاطب و براي او خوب است؛ آمريكايي‌ها به مورد اول مي‌پردازند چون باعث افزايش مخاطبين مي‌شود و از اين طريق آگهي بيشتري جذب مي‌كنند و درآمدشان بالا مي‌رود. <br /><br /><strong>رسانه‌ها و مطبوعاتي كه براساس سود و منافع اقتصادي كار مي‌كنند نحوه ورودشان به عالم سياست چگونه است؟ </strong><br /><br />اين موضوع به عامل دوم كه قبلاً گفتم برمي‌گردد يعني رسانه‌ها نقش تشكل افكار عمومي را ايفا مي‌كنند، روزنامه‌ها نه تنها تفريحات، مشغوليت، خبر و خوراك روزانه را به مردم مي‌دهند ولي در عين حال در همان زمان به مردم آگاهي مي‌دهند و راهنمايي مي‌كنند كه چگونه تصميم بگيرند راجع به رئيس جمهور، چرا ما در عراق جنگ مي‌كنيم؟، چرا ما با ايران روابط سياسي نداريم؟، چرا ما يك كشوري را متهم به تروريست مي‌كنيم؟، چرا ماليات در چنين وضعي قرار دارد؟؛ در واقع رسانه‌ها دستور روز عامه مردم را تعريف مي‌كنند يعني اينكه عامه مردم و افكار عمومي در مورد چه چيزي فكر بكنند، چون در دنيا اتفاقات زيادي مي‌افتد لذا از يكسو اقتصاد و مخاطب زياد و از سوي ديگر سياست تعيين‌كننده آن است كه چه اخباري منعكس و منتشر شود مثلاً در جنگ اول خليج فارس و در حمله به عراق، از حدود 7 ماه قبل رسانه‌ها مردم را براي جنگ آماده كردند و در واقع در مسير بسيج سياسي مردم قرار گرفتند. <br />در جنگ اول خليج فارس رسانه‌ها تبليغ كردند كه آمريكا براي حفظ تماميت ارضي كويت و مقابله با تجاوز يك ديكتاتور اقدام مي‌كند در حالي كه اين ادعا دروغ بود و در واقع تماميت ارضي كويت براي آمريكايي‌ها به معناي نفت و سرمايه كويت بود. پس چون درآمد عمده رسانه‌ها از آگهي‌ها است آنها براي نگه داشتن مخاطبان بيشتر، مردم را به هيجان مي‌آورند و مطابق ميل مردم جلو مي‌روند بنابراين مسئوليت اجتماعي خودشان را فراموش مي‌كنند و در اين ميان حقيقت از بين مي‌رود از سوي ديگر براي دريافت آگهي‌هاي بيشتر بايد به مسائل اشتراكي عامه مردم بپردازند تا مخاطب بيشتري داشته باشند لذا به دنبال مشغوليات، تفريحات و.... مي‌روند كه همه از آن خوششان بيايد به همين خاطر به موضوعات فكري نمي‌پردازند و اين موضوع سبب پايين‌ آمدن سطح دانش مردم مي‌شود. <br /><br /><strong> براساس صبحت‌هاي شما روزنامه‌ها از يكسو به مسائل اشتراكي مردم براي افزايش آگهي‌ها و مخاطب مي‌پردازند از سوي ديگر كار بسيج افكار عمومي را در راستاي سياست‌هاي دولت دارند، چه رابطه‌اي بين اين دو حوزه فعاليت وجود دارد؟ <br /></strong><br />دولت پشت‌سر رسانه‌ها قرار دارد، جنگ‌هاي اول خيلج فارس، افغانستان، ويتنام، عراق، كره و.... بدون هماهنگي صورت نگرفته است، اينها از چند ماه قبل مردم و نخبگان را آماده مي‌كنند كه اين جنگ براي امنيت‌شان ضروري است و مقدس هم هست، وطن‌پرستي مردم را بالا مي‌برند، جنگ كه شروع شد بايد بهرحال از جنگ پشتيباني كنند چرا كه اگر رسانه‌ها اشتباهات را منعكس كنند به عدم وطن‌پرستي متهم شده و مخاطبشان و در نتيجه آگهي‌هايشان كم مي‌شود بنابراين يكنوع جهالت به يكنوع جهالت ديگر تبديل مي‌شود. براين اساس رسانه‌ها نمي‌توانند انتقاد بكنند تا زماني كه قشون آمريكا به تله بيفتد شبيه آن چيزي كه در جنگ ويتنام اتفاق افتاد، به عنون مثال «نيويورك تايمز» كه از پرتيراژترين روزنامه‌هاي آمريكا است در موقع حمله قشون آمريكا به عراق ساكت بود با وجود اينكه مي‌دانستند بحث سلاح‌هاي كشتار جمعي دروغ است اما وقتي آمريكا در باتلاق عراق گرفتار شد همين نيويورك تايمز در صفحه اول خود نوشت كه ما اشتباه كرديم. <br /><br /><strong>آيا امكان دارد رسانه‌‌اي در آمريكا مستقل باشد اما اشتباهات آمريكا را در ابتدا منعكس نكند؟</strong> <br /><br />وفاداري تمام رسانه‌ها در آمريكا بجز تعدادي رسانه جزئي با تيراژ‌هاي بسيار پايين، وفاداري به نظام آمريكا تحت هرگونه شرايطي است، رسانه‌ها دفاع از ملي‌گرايي آمريكا و دفاع از برتري آمريكا را وظيفه خود مي‌دانند و اين برمي‌گردد به سه موضوعي كه در ابتدا گفتم، رسانه‌ها در آمريكا به دنبال تفرقه انداختن بين مردم نيستند، آنها مي‌خواهند مردم را جمع كنند در حمايت از سياست‌هاي دولت، يعني رسانه‌هاي آمريكا برعكس بسياري از رسانه‌هاي ديگر دنيا، نفاق نمي‌اندازند و اگرچه راه دولتمردان غلط است سياست‌ها را دنبال مي‌كنند بنابراين رسانه‌ها مانند دولتمردان آمريكا به دنبال برتري آمريكا هستند. <br /><br /><strong>اينكه رسانه‌هاي آمريكايي عمدتاً به دنبال برتري آمريكا هستند ناشي از بلوغ آنها است يا قرار گرفتن آن‌ها تحت كنترل عده‌اي خاص؟ <br /></strong><br />اين مسئله ناشي از همان سه موضوع اوليه است كه گفتم يعني كار اول رسانه‌ها حفظ نظام است، دوم بحث مديريت افكار عمومي و سوم پول درآوردن است. بنابراين در راستاي اين اهداف همه بايد به دنبال برتري نظام باشند. <br /><br /><strong>چرا در كشورهاي ديگر بين رسانه‌ها هماهنگي در راستاي برتري نظام وجود ندارد و بعضاً به دنبال نفاق و تفرقه هستند؟ <br /></strong><br />چون در آمريكا مديريت افكار عمومي خوب انجام شده و اين خودش يك هنر است كه شما چطور به مردم نشان بدهيد كه آنها باور كنند جداً دموكراسي دارند. باور كردن مردم درباره دموكراسي فرق مي‌كند كه واقعاً دموكراسي وجود دارد يا نه؟، بنابراين تغيير دادن باورها، تشكل باورها و هويت‌ها خيلي مهم است، اكثر آمريكايي‌ها جداً فكر مي‌كنند كه بهترين نظام دنيا را دارند، خوب شما مي‌پرسيد كه چه كسي اينها را به اين باور رساند؟، رسانه يكي از اينهاست، مدارس، دولت، خانواده و... اين كار را انجام مي‌دهند اما ما در ايران نمي‌توانيم اين مديريت را بطور كامل انجام دهيم. <br /><br /><strong>اينكه مي‌گويند رسانه‌ها در غرب در اختيار كمپاني‌هاي بزرگ صهيونيستي قرار دارد‌، آيا واقعيت دارد؟</strong> <br /><br />بله واقعيت دارد، همانقدر واقعيت دارد كه برخي از رسانه‌هاي ما تحت سيطره جناح‌ها اداره مي‌شود. <br /><br /><strong>چرا در بسياري كشورها، رسانه‌ها هر كدام به يك سمتي حركت مي‌كنند اما در غرب عمدتاً به سمتي خاص مديريت مي‌شوند؟ <br /></strong><br />اين مديريت از آنجا سرچشمه مي‌گيرد كه توافق در سيستم آنها به مدت 300 سال آنقدر خوب بوده است كه همه يكنوع فكر مي‌كنند چون سيستم آموزش و پرورش خود را درست كرده‌اند و خانواده‌ها يكنوع فكر مي‌كنند، صهيونيست‌ها هم به مدت 60 سال ظلم به خودشان توسط اروپايي‌ها را از طريق تبليغات بزرگ كردند. در كشور ما ايران، تا قبل از آمدن رسانه‌هاي فعلي، رسانه‌هاي سنتي مانند مسجد، منبر، خانواده و ... مردم را به سمت رعايت فرايض ديني و پاسداشت ماه‌هاي محرم و صفر و ماه مبارك رمضان سوق مي‌دادند خوب حالا اگر رسانه‌هاي جديدي كه وارد عرصه مي‌شوند عليه رسانه‌هاي سنتي برخيزند معلوم است چه اتفاقي مي‌افتد. <br />درايران وفاداري به انقلاب، اعتماد به انقلاب، تعهد به انقلاب و خرج كردن براي انقلاب همه به اين بستگي دارد كه چگونه بتوانيم به انقلاب خود مشروعيت بدهيم و همه يكنوع فكر كنند، حالا اگر رسانه‌ها در يك نظامي بجاي پرداختن به احتياجات مردم، خود نظام را زير سؤال ببرند چه اتفاقي خواهد افتاد؟، هيچ‌كس در آمريكا سرمقاله نمي‌نويسد كه قانون اساسي را عوض كنيم يا رياست جمهوري را به نخست‌وزيري تبديل كنيم و يا شاه انگلستان را برگردانيم در آمريكا تاج‌گذاري كند و...؛ تمام مشاجرات اوباما، مك‌كين و هيلاري كلينتون در آمريكا بر سر اين است كه قيمت نفت را چگونه كاهش بدهيم، بهداشت همگاني چطور باشد، ماليات چقدر باشد و.... نه اينكه اصول را زير سؤال ببرند و بگويند چطور بايد نظام را عوض كرد. <br /><br /><strong>آيا در رسانه‌هاي آمريكا خط قرمز و سانسوري وجود دارد؟</strong> <br /><br />در آمريكا امنيت حرف اول و آخر را مي‌زند، خط قرمز آمريكا از جنبه رسانه‌ها پس از واقعه 11 سپتامبر 2001 براحتي قابل مشاهده است، بعد از آن واقعه، قانون وطن‌پرستي در عرض يك‌ماه بدون بحث در كنگره آمريكا به تصويب رسيد كه آزادي‌هاي مدني مردم را محدود كردند يعني آمريكا همان لحظه‌اي كه احساس كند امنيت داخلي به خطر مي‌افتد آزادي‌هاي مدني را محدود مي‌كند بنابراين در آمريكا امنيت حرف اول و آخر را مي‌زند و نه آزادي. <br />اين قانون وطن‌پرستي به رئيس جمهور اجازه مي‌دهد بدون دليل هركسي را كه دلش خواست، توقيف و نگهداري كند بدون وكيل و دادگاه، به نهادهاي امنيتي آمريكا اجازه مي‌دهد تا نامه‌هاي مردم را باز كنند، كتابخانه‌ها را تحت‌نظر داشته باشند، حساب‌هاي بانكي شهروندان را بدانند، به رسانه‌ها اخطار بكنند كه چه كاري را انجام ندهند و رسانه‌ها با وفاداري به نظام آمريكا با دولت جلو مي‌روند. <br /><br /><strong>آيا مردم آمريكا قوانيني مانند وطن‌پرستي را پذيرفته‌‌اند؟</strong> <br /><br />رسانه‌ها و دولت مردم را قانع كرده‌اند كه كنگره آمريكا چنين قانوني را گذارنده است و وضعي را بوجود آورده‌اند كه بدون آشوب و مخالفت زياد مردم، اين قانون مقبول واقع شده‌ است. <br /><br /><strong> تحليل شما از وضعيت رسانه‌ها از جنگ اول خليج فارس به بعد در نظام آمريكا چيست؟</strong> <br /><br />تا جنگ اول خليج فارس، با وجود محدوديت‌هاي زياد، خبرنگاران آمريكايي نسبتاً آزادانه از جبهه گزارش مي‌دادند اما در جنگ اول خليج فارس آمريكايي‌ها مطبوعات را نه در سطح داخلي بلكه در سطح جهاني كنترل كردند، خبرنگاران اجازه رفتن به جبهه نداشتند و كنفرانس‌هاي مطبوعاتي هم كنترل مي‌شد. در كتاب «پيروزي تصوير» كه بنده با كمك چندين دانشمند جهاني نوشته‌ايم، نشان مي‌دهيم كه چگونه اين جنگ اول خليج فارس، جنگ پيروزي رسانه‌ها بود. در جنگ دوم عراق باز هم آمريكايي‌ها تغييراتي ايجاد كرده و خبرنگاران را به نظاميان پيوند دادند چون اگر آنها را آزاد مي‌گذاشتند مانند جنگ ويتنام، كشتار مردم، جنازه‌هاي سربازان و.... براحتي براي مردم منعكس مي‌شد و مردم نسبت به ادامه جنگ معترض مي‌شدند بنابراين كنترل رسانه‌ها براي ادامه جنگ در 20 سال گذشته بسيار واضح بوده است. در جنگ اول جهاني افكار عمومي آمريكا اصلاً حاضر به ورود به جنگ در اروپا نبود، در آن زمان رئيس جمهور آمريكا «توماس وودرو ويلسون» يك ماشين بزرگ تبليغاتي پروپاگاندا راه انداخت و ظرف 6 ماه مردم را قانع كرد كه ما بايد وارد جنگ شويم و اواخر جنگ جهاني اول، آمريكايي‌ها وارد اروپا شدند. كنترل افكار عمومي آمريكا در آن زمان شديدتر از الان هم بود بطوري كه هركس عليه آمريكا صحبت مي‌كرد به زندان مي‌افتاد و موضوعات امروزي در آمريكا، تازگي ندارد. <br />ويلسون يك كميسيون مخصوص درست كرد كه رئيس آن «جرج كريل» بود و معروف شد به كميته كريل كه اين كميته اولين روش‌هاي پروپاگاندا و كنترل افكار عمومي توسط رسانه‌ها را قبل از هيتلر در دنيا توسعه داد كه كارهاي اين كميته در راستاي كنترل آراي عمومي قابل مطالعه است. <br /><br /><strong>در مجموع مديريت رسانه‌ها در غرب در اختيار چه كسي است؟</strong> <br /><br />كمپاني‌هاي بزرگ و دولت، البته دولت مالكيت ندارد ولي كنترل غير مستقيم دارد، كمپاني‌ها مالكيت دارند و كنترل مستقيم. <br /><br /><strong>سانسور در غرب چگونه طراحي و اجرا مي‌شود؟ <br /></strong><br />دو راه دارد يكي سانسور رسمي يا محدويت‌هاي قانوني مانند جواز دادن به شركت‌ها براي راه‌اندازي شبكه‌هاي راديو تلويزيوني كه كميسيوني در دولت بايد مجوز بدهد و دوم و بيشتر از همه، سانسورهاي اداركي است يعني نخبگان آمريكا از نظامي، اقتصادي، سياسي و... سال‌ها است كه توافق فكري دارند و مردم را هم با خود همراه كرده‌اند بنابراين مجموعه اين همفكري‌ها و هم‌‌تعصب بودن درباره آمريكايي بودن خودش يكنوع كنترل در افراد و سازمان‌ها بوجود آورده است يعني شما آنقدر از جنبه رواني كله‌شق شدي كه حاضر نيستي دنياي ديگر را مورد توجه قرار بدهي. <br /><br /><strong>با توجه به فعاليت‌هاي شما كه مخالف ديدگاه‌هاي نظام آمريكا است، نظام آمريكا چگونه با اين مسئله برخورد مي‌كند؟ </strong><br /><br />يك عده خيلي كوچكي در آمريكا هميشه انتقاد مي‌كنند كه من هم جزء آن گروه خيلي كوچك هستم يعني من يك ماهي كوچك در يك تنگ بزرگ هستم، حرف‌هاي ما هم در رسانه‌ها راه پيدا نمي‌كند، ما كار غير قانوني هم نمي‌كنيم ما فقط انتقاد مي‌كنيم و به دنبال براندازي نيستيم ولي كمبود انتقاد است كه من انتقاد مي‌كنم. در كشور ما هم افراد زيادي انتقاد مي‌كنند و مشكلي برايشان ايجاد نمي‌شود. <br />كار من به عنوان يك دانشمند انتقاد كردن است اما ما هم غير مستقيم تحت فشار هستيم و فشار فقط زنداني كردن نيست بلكه هزاران فشار اقتصادي، سياسي، اشتغالي، فرهنگي و.... وجود دارد بنابراين شجاعت، جرأت و تعهد مي‌خواهد تا مخالفت بكني. </p><p>منبع: فارس<br /></p>]]></description>
         <link>http://www.radanews.com/rada/interview/archives/2008/05/post_3.php</link>
         <guid>http://www.radanews.com/rada/interview/archives/2008/05/post_3.php</guid>
        
        
         <pubDate>Fri, 30 May 2008 15:04:51 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>بايد در عرصه ارتباطات، صاحب نظريه شويم</title>
         <description><![CDATA[<p>گفت و گو: صادق يزداني</p><p><strong><font size="2">رادا نيوز - </font></strong>دكتر داود نعمتي اناركي جزء اساتيدي است كه از دوره ليسانس، ارتباطات خوانده و تا دكترا همين رشته را ادامه داده است. مي گويد به اين رشته خيلي علاقه دارم و اين را دانشجوياني كه با او كلاس داشته اند، تاييد مي كنند. عطش استاد براي انتقال همه مطالب به دانشجويان و دلسوزي اش براي يادگيري.</p><p>امسال در ميان اساتيد گروه ارتباطات دانشكده صدا و سيما، او به عنوان استاد نمونه انتخاب شد.</p><p>بعدازظهر يكي از آخرين روزهاي ارديبهشت، در اتاق كوچكش ما را مهمان كرد و لحظاتي شيرين را با او گذارنديم.</p><p>***</p><p><em>آقای دکتر! به بهانه انتخاب شما به عنوان استاد نمونه دانشکده خدمتتان رسيديم. بفرمایید چه ملاک هایی برای این انتخاب وجود داشت و شما چه فعالیت های علمی در طول سال گذشته انجام دادید که به این مقام نائل شدید؟</em></p><p>اول بايد اين نكته را تذكر دهم كه براي چنين انتخابي شایسته تر از من وجود داشتند. هر سال دانشکده در روز معلم، مراسمی دارد و اساتید نمونه را انتخاب می کند. این يك امر مرسوم در همه دانشگاه ها است. نمونه به این معنی نیست که اینها واقعا خیلی با دیگران تفاوت دارند. </p><p>برای ارزیابی اساتيد نمونه ملاک هایی هست. یکی اینکه اساتید مقداری تدریس موظفی دارند که باید آن را به بهترین نحو انجام دهند. در کنار آن، نظر دانشجویان نسبت به نحوه تدریس و ارزیابی آنان از استاد مهم است. مورد بعد، تعداد مقالاتی است که فرد در نشریات چاپ کرده است كه اين مسئله حالت وتو کننده دارد و بسیار مهم است؛ چرا که اگر فرد مقاله ای نداشته باشد، امکان بررسی بقیه شرایط دشوار است. ارائه طرح های آموزشی به دانشکده و سازمان های دیگر از جمله ملاك هاي مورد تاکید است. مورد بعد مسئولیت های اجرایی است که فرد در جایگاه های مختلف بر عهده می گیرد.</p><p>حضور در سمینارها و ارائه مقلالات و سخنرانی ها، انتشار کتاب و .... هم ملاک هایی هستند که روی هم امتیازات احراز اين رتبه را فراهم مي كنند. </p><p> عناوین مهم ترین مقالات و آثاري که از سوي شما سال گذشته منتشر شد را بفرمایید تا علاقمندان به امور پژوهشي با اين منابع و اثار آشنا شوند.</p><p>مقاله ای بود که برای همایش منطقه ای ارتباطات و توسعه ارائه کرده بودم. مقاله ای هم در مورد بحث افق رسانه در صدا و سيما بود. یک سخنرانی هم در همایش روابط عمومی ها انجام دادم. </p><p>من تمام مراحل تحصیلم در رشته ارتباطات بوده و علاقه مند به این رشته هستم. دو کتاب در دست چاپ دارم که تا سال آینده منتشر می شود. یک کتاب هم برای داره کل آموزش نگارش کردم که هنوز به مرحله چاپ نرسیده است. کتاب «شناخت روابط عمومي» در مرحله انتشار است، «مديريت خبر» در مرحله حروفچيني قرار دارد و كتاب «ارتباطات سياسي» را هم در دست نگارش دارم.</p><p>قبل از ورود به دانشکده، در بخش فعاليت هاي محتوایی سازمان صدا و سيما، مدیریت انجام 120 پروژه تحلیل محتوا را درباره دیدگاه های مخاطبان نسبت به برنامه هاي تلویزیون در اختیار داشتم که از سوی وزارت ارشاد در سال 80 بعنوان تحقیق برتر شناخته شد.</p><p> شما سال هاي متمادي است که در اين حوزه سابقه دارید و فعاليت كرده ايد؛ مهم ترین دغدغه ای که در حوزه ارتباطات ایران ذهن شما را مشغول کرده و به دنبال برآورده کردن آن هستید چیست؟</p><p>خیلی دوست دارم که در بحث ارتباطات و رسانه انديشمندان ما به سطحی از دانش برسند که صاحب نظریه برای خودمان بشویم. ما معمولا دیدگاه ها و نظریات ارتباطي که  از آن طرف برایمان آمده است را استفاده و روی آن بحث می کنیم، اما بسیار کم اتفاق افتاده که اساتید ما صاحب دیدگاه های تئوریک و نظریه باشند، به نحوی که در كشورهاي غربي مورد تایید و استفاده قرار گیرد. یکی از آرزوهای من آن است که بتوانیم در این عرصه صاحب نظر باشیم و بتوانیم نظریات علمی مورد قبول برای خودمان ارائه کنیم. </p><p>با توجه به اینکه به هر حال رسانه در جامعه ما از ویژگی هایی برخوردار است که بعضا معتقد هستیم با دنیای غرب تفاوت هایی دارد. خوب این تفاوت ها را باید تعریف و مورد شناسایی قرار داد. به هرحال آرزو دارم در این مسیر قدم برداریم و صاحب جایگاه شویم. البته من فکر می کنم حرکت هایی خوبی  هم شده است، یعنی افرادی که در این عرصه ورود پیدا کرده اند خوب تلاش می کنند و امیدواریم که روزی جواب بدهد.</p><p> <em>آقای دکتر در حال حاضر غالب کتاب های ارتباطاتی ما در همه حوزه های گوناگونش، یا ترجمه است یا گردآوری از آثار غربی ها است و نويسنده به بیان نظریات آنها پرداخته و تحلیل شخصی خودش را ارائه کرده است. اما در خصوص تاليف جدي، كمبودد فراواني داريم. فکر می کنید دلیل این کمبود در جامعه ما چیست؟ آیا اين مسئله براي اساتيد اين رشته، اهمیتی نداشته یا این دانش در کشور ما جدید است، فكر مي كنيد دلیلش چیست؟</em></p><p>نه! این طوری نباید به قضیه نگاه کرد. تئوری هایی که مربوط به رسانه و بحث ارتباط جمعی است، منبعش از غرب است و دانش آموخته این رشته باید حتما از نظریات آنان آگاه شود. تئوری ها را باید بشناسد و نگرش دانشمندان غربی را بداند. وقتی اینها دانسته شد آنگاه می توانیم بر این اساس و با توجه به وضعیت جامعه خودمان، به سمت تئوری های بومی برویم.</p><p>خوب ایراد کار آن است که ما همچنان در کلاس ها، این موارد را می خوانیم و بعد از این همه سال به مرحله بومی سازی نرسیده ايم.<br />به هر حال بخشی از آنها ممکن است تكرار باشد. شما باید تاریخچه نظریات ارتباطي را بدانید. به صرف قدیمی بودن نظریات، نباید آنها را کنار گذاشت. اما چیزی که باید اتفاق بیفتد اینکه روی این نظریات بحث کنیم و حتی آنها را به چالش بکشیم. در این زمینه ما کم کار کرده ایم و نیاز اساسی داریم. اما ترجمه نظریات گذشته و جدید غربی ها، اهمیت زیادی دارد. باید آنها را کاملا شناخت و روند تحولات نظريه ها را كاملا شناسايی كرد.</p><p>طبیعتا به چالش کشیدن این نظریات، کار دانشگاه ها است. فکر می کنید در دانشگاه ها برای آغاز این روند چه اتفاقی باید بیفتد؟ با توجه به اینکه شما معاون آموزشی گروه ارتباطات دانشکده صدا و سیما هستید، فکر می کنید عمده مشکلی که در دانشکده های ارتباطات کشور وجود دارد، چیست که حرکت به سمت نظریه پردازي کند انجام مي شود؟<br />اولین مورد این است که در کنار ترجمه آثار، باید تالیف داشته باشیم و این امر بايد آنچنان قوت داشته باشد که تالیفات ما در آن سو ترجمه و مورد استفاده قرار گیرد. البته رویکرد كلي به این سمت هست، اگر چه کمی کند است. امروزه میزان تالیفات در دانشکده های مختلف افزایش یافته است. چیزی که در این میان آفت محسوب می شود آنکه ممکن است در كار ترجمه، دچار تکرار و دور شدن از مباحث و دیدگاه های تازه و نو شویم. یعنی من به موضوعی بپردازم و شما هم همان روند را ادامه دهید. در حالی که شما می توایند به آن موضوع، از دریچه و زاویه ای تازه نگاه کنید. اینها باید مورد توجه قرار گیرد.<br />برگزاری سمینارها بسیار در این امر می تواند به ما کمک کند. یعنی ما سمیناری بگذاریم و از صاحب نظران بخواهیم نگرش هایشان را مطرح کنند تا در آنجا به چالش کشیده شود. به هر حال هر کاری که باعث شود افراد را به فکر کردن عمیق در این حوزه وادارد و مطالعه کنند و حرف های جدیدی از دل مطالعه آنها خارج شود، اهمیت خاصی خواهد داشت. <br />مسئله بعدی که در دانشکده ما هم بسیار بر آن تاکید شده است، گذراندن دروس زبان به مدت يك ترم براي دانشجویان جديدالورود مقطع کارشناسی ارشد و ارائه چند درس در ترم بعد به زبان انگلیسی است. علاوه بر اين دعوت از اساتید خارجی برای تدریس بعضی دروس به گسترش تعامل زباني آنها كمك مي كند. این تبادل دانش بين دو طرف، می تواند به رشد ایده ها و مطالب جدید کمک می کند.</p><p>مهم ترین دغدغه شما برای دانشجویان ارتباطات چیست؟ فکر می کنید مهم ترین مشکلاتی که این دانشجویان دارند و بزرگترین غفلتی که دچارش هستند و باید از آن پرهیز کنند چیست؟<br />یک مشکلی که در نظام آموزشی ما پیش آمده است و اگر فکری به حالش نشود شاید ما را دچار آسیب جدی کند، مدرک گرایی است. یعنی افرادی که فقط برای گرفتن مدرک وارد دانشگاه می شوند، به اين محيط آسیب می زنند. البته نمی توان کاملا این امر را رد کرد، چون هر کس در دانشگاه هدفی دارد و دنبال چیزی است، اما باید کاری کرد که شخص با هر هدفی كه وارد می شود، انگيزه دستیابی به آن مدرک برایش کمرنگ تر و با این نگاه وارد شود که در این رشته به دنبال افزایش اطلاعات و کسب دانش تازه آمده است. این بن بستی است که اگر مرتفع شود، ما را از مشکلات زیادی خارج می کند.<br />من وقتی مقایسه می کنم می بینم ما نسبت به دانشجویان فعلي، تلاش بیشتری می کردیم. وقتی من دانشجو بودم دسترسی به اینترنت نداشتیم و منابعی برای رشته ما وجود نداشت. اما حداقل ماهی یک بار با همکلاسی ها، کتابفروشی های مقابل دانشگاه تهران را متر و حداقل چند کتاب خریداری می کردیم. بخشی از کتاب ها مربوط به رشته ارتباطات و بعضی هم مطالعه آزاد بود. <br />با ارتباطی که با دانشجویان دارم به نظر می رسد که آنها به دلیل مشکلات کاری و درگیری هاي روزمره، نسبت به این امر بی تفاوت هستند. یا در همان مقطع به دنبال آن بودیم که در موسسات زبان حضور پیدا کنیم. من در دوره لیسانس به رشته هنری دیگری ورود پیدا کردم و مدرکش را گرفتم. فکر می کنم دانشجويان باید مقداری جدی تر به درس نگاه کنند و با توجه به امکانات موجود و فراوانی که هست، تلاش بیشتری از خود نشان دهند. یادم می آید سال گذشته به مناسبت روز جهانی ارتباطات، به یک سخنرانی در دانشگاه آزاد مشهد دعوت شدم، بعدازظهر همان روز یک سخنرانی هم در دانشگاه تربت جام داشتم؛ نقطه ای دورافتاده در شرق کشور. آنجا که رفتم امکاناتی که برای دانشجویان مهیا شده بود، برایم خیلی عجیب بود. کلاس های فراوانی مجهز به آخرین امکانات و اینترنت پر سرعت. واقعا تعجب آور بود.<br />مسئله دیگر آنکه من خیلی علاقه دارم دانشجو به استاد پیشنهاد بدهد که درباره موضوعي خاص کار کنیم یا نشست علمی برگزار کنیم. بنده 4 سال پیش طرح تشکیل حلقه های علمی میان دانشجو و استاد ارائه دادم. یعنی استاد وقتی یک ترم در کلاس قرار می گیرد، اگر حلقه ای علمی میان استاد و دانشجو برقرار شود و آنها درباره موضوع درسی خود کار جدی انجام دهند، نتیجه مطالعه آنها می تواند برای بخشی از یک سازمان یا دستگاه، مورد استفاده قرار گیرد.<br />مسئله بعد به خصوص در دانشکده ما آن است که ارتباط میان حوزه عمل و نظر اندک است. این ارتباط، باید بسیار قوی باشد. یعنی اگر دانشجو در دانشکده، به لحاظ نظری در خصوص حوزه خبر مطالعه می کند، بایستی زمینه ارتباط بین دانشکده و رسانه برقرار کنیم تا دانشجو آنچه در کلاس فرامی گیرد را عملا تجربه کند. این اتفاق بعضا افتاده اما باید منسجم و تعریف شده باشد و تعامل بیشتری برقرار شود.<br />اگر این اتفاق بیفتد آنگاه دانشکده صدا و سیما، می تواند تبدیل به قطب دانشگاهی رسانه در منطقه شود. این امر یکی از استراتژی های دانشکده است. اگر کشورهای اطراف را ببینید، نمی توانید دانشکده ای به وسعت و امکانات و تجهیزات اینجا پیدا کنید، علاوه بر آن به خود رسانه متصل است و اگر تعاملی باشد به آن هدف اصلی دست پیدا خواهیم کرد.</p><p><em>آقای دکتر! ميان نظریات ارتباطی موجود، كه خودتان در كلاس تدريس مي كنيد، کدام نظریه و نظریه پرداز بیش از همه مورد علاقه شما است و با دیدگاه های شما نزدیک تر است؟<br /></em>سوال سختی است. هر کدام از نظریات جای خاصي کاربرد دارد. مثلا وقتی در حوزه انتخابات هستیم، یک نظریه بیش از همه دغدغه می شود و فرد دوست دارد سراغ آن برود. هر نظریه، جای خودش می تواند جالب باشد.<br />نظریه ای که من این ترم بر آن تاکید کردم، اینکه دانشجویان کتاب نظریه های ارتباطي دنیس مک کوئل را مطالعه و مشخص کنند که آینده ارتباط جمعی از نظر مک کوئل چیست. بعضی نظریات هنوز جای کار دارد. مثلا در عرصه انتخابات من با نظریه «مارپیچ سکوت» نوئل نیومن ارتباط برقرار می کنم. یا با نظریه «کنش ارتباطی» هابرماس یا «گستره همگانی» او بحث جالب و جدید است که جای کار فراوانی دارد.</p><p>از فرصتي كه در اختيار ما قرار داريد متشكرم.</p>]]></description>
         <link>http://www.radanews.com/rada/interview/archives/2008/05/post_2.php</link>
         <guid>http://www.radanews.com/rada/interview/archives/2008/05/post_2.php</guid>
        
        
         <pubDate>Mon, 26 May 2008 14:37:07 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>تا صبح برفك شنيدم</title>
         <description><![CDATA[<p>شهرام گيل‌آبادي متولد 1351 در شهر خرم‌آباد است. دكتراي مطالعات عالي با گرايش فلسفه هنر دارد و به همه چيز عالم به‌خصوص راديو علاقه‌مند است.<br />او كارش را در راديو از سال 1365 با راديو خرم‌آباد شروع كرد و سال 1374 هم وارد راديو قرآن شد. گيل‌آبادي دو دوره 7 ساله رئيس شبكه راديويي جوان بود. تا اينكه دو هفته پيش از رياست شبكه جوان بركنار و رئيس اداره كل نمايش‌هاي راديويي شد.</p><p>در مدت فعاليت او در راديو جوان حرف و حديث‌هاي زيادي درباره اين شبكه بود؛ از اسم برنامه‌هايي مثل كافه انديشه گرفته تا لحن و نوع گويش بعضي گوينده‌ها و حتي اين مسئله كه بعضي اصطلاحات متفاوت مانند زاقارت را اين شبكه بين جوان‌ها جا انداخته و... خلاصه هزار جور تعريف و حرف و حديث ديگر. ولي چيزي كه در اين بين خيلي جالب بود علاقه و پيگيري بيش از اندازه جوان‌ها به يك شبكه راديويي بود. تا جايي كه در جشنواره قرآني «تسنيم» كه اين شبكه متولي برگزاري‌اش بود، 8 ميليون نفر شركت كردند. با گيل‌آبادي درباره شبكه جوان، خاطراتش، بركناري‌ و دست آخر سر در آوردن از يك پست ظاهراً سر كاري حرف زديم. </p><p>بچه كه بوديد راديو زياد گوش مي‌كرديد؟<br />اولين بار پدرم يك راديوي گوشي از تهران برايم آورد كه بايد آن را به راه آب فلزي مي‌زديم. من هم رفتم پشت بام پتو را كشيدم سرم. راديو را به راه آب وصل كردم و تا صبح برفك شنيدم.</p><p>بهترين خاطره‌تان از راديو جوان چيست؟<br />هزاران بهترين خاطره دارم مثل سفرمان به زاهدان كه همان موقع بمبي منفجر شد و پيشنهاد دادم اسم شهدا را «مهران دوستي» بگذارند كه با توجه به خاطره‌اي كه مردم از صداي «دوستي» در زمان جنگ داشتند با عكس‌العمل خوبي از طرف خانواده‌هايشان روبه‌رو شد. يا سفر نوروز امسالمان به كربلا و شروع كار راديو جوان در سال جديد مصادف شد با افتتاح گنبد جديد امام جواد (جوان‌ترين امام شيعه) و گزارش مستقيم ما از آن مراسم.</p><p>چطور نظرات مخالف را تحمل مي‌كرديد؟<br />بحث موافقت و مخالفت نيست. عالمانه اين است كه همه نظرات را بشنويم؛ حتي اگر اغراق شده باشد. اما هميشه اين نيت را داشتم كه شايد به اندازه يك جو حرف حساب در صحبت‌ها باشد.</p><p>بيشتر انتقاد‌ها مربوط به چه زماني بود؟<br />بعضي از موقعيت‌هايي كه پيش مي‌آمد سياسي بود و غرضي پشت حرف‌ها وجود داشت. بعضي‌ها مي‌خواستند انگيزه آدم‌هاي راديو جوان را كم كنند و كار را زير سؤال ببرند كه متأسفانه به خاطر اهدافشان با هزينه‌هاي گزاف، بزرگاني را وارد ماجرا مي‌كردند. ما هم به احترام بزرگان نمي‌توانستيم پاسخ دهيم. از طرفي هم برنامه‌سازان راديو جوان انتظار جواب و عكس‌العمل را از طرف ما داشتند و اين براي من كه شاهد زحمت بچه‌هاي شبكه بودم خيلي سخت بود.</p><p>نظرتان درباره ادبيات اين شبكه چيست؟<br />به ‌نظرم شبكه به سبك رسيده بود كه اين در تاريخ رسانه بي‌سابقه است. شبكه بايد به زبان جوان‌ها نزديك مي‌شد. جوان‌ها هم در بين خودشان زبان به‌خصوص و در بعضي مواقع زبان مخفي دارند. ما نمي‌توانستيم با زبان ميانسالان اين ارتباط را برقرار كنيم و اين ادبيات به‌خصوص نمي‌توانست يك ادبيات سنگين و ساختگي باشد.</p><p>براي كار جديدتان چه برنامه‌اي داريد؟<br />با اين شعار كه به فرهنگ ايراني مي‌انديشيم كار را شروع كرديم و تاسيس شبكه نمايش را هم در برنامه داريم. به علاوه اينكه مي‌خواهيم اين حوزه تبديل به مهم‌ترين پايگاه فرهنگي كشور شود. البته اين كار با توجه به تعداد زياد شنونده‌هاي نمايش‌هاي راديويي امكان‌پذير است.</p><p>فكر مي‌كنيد رفتن شما از راديو جوان تاثيري روي روند كار مي‌گذارد؟<br />اين يك حركت فرهنگي رسانه‌اي بود و بچه‌هايي كه راديو جوان تربيت كرد خودشان تبديل به سيستم شدند. من هم فقط در حد همكار و راهنما برايشان بودم و آقاي احمدي هم راهنمايي‌ها را به‌طور جدي ادامه مي‌دهند. </p><p>چيزي نبود كه بخواهيد از راديو جوان يادگاري ببريد؟<br />(خنده) چرا يك راديوي قديمي بود كه خيلي دلم مي‌خواست آن را براي خودم برمي‌داشتم.<br />  <br />     <br />  منبع : <a href="hamshahrionline.ir">همشهري آنلاين</a></p>]]></description>
         <link>http://www.radanews.com/rada/interview/archives/2008/05/post_1.php</link>
         <guid>http://www.radanews.com/rada/interview/archives/2008/05/post_1.php</guid>
        
        
         <pubDate>Wed, 21 May 2008 15:35:51 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>اينترنت در ايران بيش از 10 تصميم‌ گيرنده دارد</title>
         <description><![CDATA[روز ۲۷ ارديبهشت با عنوان روز جهاني ارتباطات دور (مخابرات) و جامعه اطلاعاتي نام‌گذاري شده است.<div class="NewsBody" id="NewsBody"><p>از سال ۲۰۰۵ به پيشنهاد اجلاس جهاني سران درباره جامعه اطلاعاتي اين روز كه پيش از آن از سوي اتحاديه جهاني مخابرات با نام روز جهاني ارتباطات دور شناخته مي‌شد به اين عنوان جديد تغيير نام پيدا كرد. هر سال اين روز بهانه‌اي است كه مباحث مربوط به جامعه‌اطلاتي و جايگاه كشور ايران در مباحث مرتبط در رسانه‌ها دوباره مطرح شود.</p><p>براي گفت‌وگو در مورد جامعه‌اطلاعاتي با تاكيد بر جنبه فني و زيرساختي شايد دكتر مسعود زارعيان از مطلع‌ترين افراد باشد. زارعيان از سويي سال‌هاست مديركل روابط عمومي شركت مخابرات ايران است و از وضعيت زيرساختي ارتباطات كشور آگاهي دارد و از سوي ديگر خود دانش‌آموخته و مدرس رشته علوم ارتباطات و آشنا با مباحث نظري جامعه اطلاعاتي است.  زارعيان همچنين از اعضاي انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي است كه 3 سال پيش در ايران تاسيس شد. بخش نخست مصاحبه با وي را در اين شماره مي خوانيد و  در صورت تمايل بخش دوم را يكشنبه هفته آينده در همين صفحه دنبال كنيد.</p><ul><li><font color="#deb887">همانطور كه مي‌دانيد تعاريف متعددي از جامعه اطلاعاتي وجود دارد. يكي از آنها تعريف جامعه اطلاعاتي از بعد فني و فناوري  است. بد نيست گفت‌وگو را با تعريف فني جامعه اطلاعاتي شروع كنيم. به كدام وضعيت فني، جامعه اطلاعاتي گفته مي‌شود و چه امكانات و ابزارهاي ارتباطي بايد در جامعه فراهم شود؟</font> </li></ul><p>قبل از اينكه به سؤال شما پاسخ دهم، بهتر است چند سطري تاريخچه موضوع را مرور كنيم. حدود سال ۱۹۸۵ اتحاديه جهاني مخابرات وقت، كميسيوني را مامور مطالعه در بخش ارتباطات دور كرد. نتيجه آن مطالعات به‌صورت گزارشي منتشر شد. اين گزارش حاوي دو نكته بود كه مبناي تصميم‌گيري‌هاي بعدي شد و امروز آثارش را در جامعه اطلاعاتي مي‌بينيم. نكته اول اين بود كه توزيع امكانات ارتباطي در دنيا نامتعادل است. يعني در حالي كه در اروپا و آمريكا ضريب نفوذ ۵۰ بود، در آسيا و آفريقا ضريب نفوذ زير يك بود. نكته دوم اين بود كه ارتباطات دور يعني مخابرات و شبكه‌هاي مخابراتي مي‌توانند.</p><p> نقش بسيار مؤثري در توسعه اقتصادي اجتماعي كشورها داشته باشند. اين اولين ضربه‌اي بود كه در مورد بحث جامعه اطلاعاتي وارد شد. خيلي نمي‌خواهم وارد جزئيات تاريخچه ‌شوم. اين داستان ادامه پيدا كرد تا اينكه سال ۱۹۹۴ كلينتون رئيس‌جمهور وقت آمريكا مسئله را رسما بيان كرد و بحث بزرگراه اطلاعاتي مطرح شد. كلينتون اعلام كرد مبناي توسعه آينده ارتباطات وسائل ارتباطي است. اين قضيه در ژنو (۲۰۰۳) و تونس (۲۰۰۵)دو اجلاس سران درباره جامعه اطلاعاتي به‌صورت جدي مطرح شد. در نهايت روز جهاني ارتباطات دور كه سال‌ها به اين نام وجود داشت، به روز جهاني جامعه‌اطلاعاتي و ارتباطات تغيير نام پيدا كرد.</p><ul><li><font color="#deb887">برسيم به تعريف فني جامعه اطلاعاتي؟</font></li></ul><p>مي‌توان از جامعه اطلاعاتي اين تعريف را ارائه داد كه در آن همه آحاد جامعه بدون توجه به رنگ، زبان، نژاد و منطقه جغرافيايي قادر باشند از نقطه‌اي كه در آن زندگي مي‌كنند همه كارهاي خودشان را با كمك شبكه‌هاي ارتباطي انجام دهند. در همين تعريف كوتاه چند مفهوم نهفته است. يكي اينكه «كل مردم» اين امكان را داشته باشند. يعني نبايد تبعيض قائل شد. دوم اينكه كساني اعم از اشخاص يا دولت‌ها بايد زيرساخت‌هاي فني را تهيه كنند. نكته سوم اين است كه مردمي مي‌توانند از اين امكانات استفاده كنند كه آموزش ديده و توان‌مند باشند. بنابراين يكي از جنبه‌هاي حياتي جامعه اطلاعاتي بحث زيرساخت‌هاي فني و ارتباطي است. البته زيرساخت‌ها بدون ساير عواملي كه اشاره كردم نمي‌تواند عامل توسعه شود.</p><ul><li><font color="#deb887">در حال حاضر وضعيت ايران در اين ميان چطور است؟ تا چه حد زيرساخت‌هاي لازم فراهم شده است؟</font></li></ul><p>در بعد زيرساختي تحليل وضعيت كار ساده‌اي است. ما با يك‌سري آمار و ارقام و شاخص‌هاي كمي سروكار داريم. اين شاخص‌هاي كمي كاملا وضعيت را تبيين مي‌كند. در حال حاضر ما حدود ۷۵ هزار كيلومتر فيبرنوري داريم، يعني تقريبا همه شهرهاي كشور با فيبرنوري به هم وصل هستند. دركنار اين فيبر نوري ۲۴ ميليون تلفن ثابت داريم. هر كسي در هر نقطه‌اي كه به تلفن ثابت وصل است مي‌تواند به شبكه‌هاي مختلف ارتباطي وصل شود. </p><p>حدود ۴۰ ميليون تلفن همراه داريم كه البته هنوز به‌طور كامل سرويس‌هاي ارزش افزوده را ارائه نمي‌كنند. در كنار اين وضعيت اضافه كنم كه امروز بسياري از مدارس، دانشگاه‌ها، بانك‌ها و مراكز به شبكه‌هاي ارتباطي پرسرعت متصل هستند. ۱۲ هزار بانك و ۶ هزار مدرسه و دانشگاه در شبكه قرار دارند. بنابراين زيرساخت‌هاي اوليه مناسبي در اين حوزه فراهم شده است. هرچند تفاوت فاحشي وجود دارد بين آنچه در كشور داريم، يعني امكاناتي كه ايجاد كرده‌ايم، با آنچه از آن بهره‌برداري مي‌شود. در حال حاضر شايد از حدود ۱۶ درصد امكانات ما در بخش اينترنتي بهره‌برداري مي‌شود.</p><ul><li><font color="#deb887">البته نبايد فراموش كنيم گاهي آمارها گول‌زننده هستند. اين آماري كه شما ارائه داديد و از نظر كمي قابل توجه است تا چه حدي كيفي است؟ يعني اينترنتي كه در ايران به كاربران ارائه مي‌شود، داراي سرعت مناسب است كه كاربر بتواند به قول شما به‌وسيله آن كارش را از هر كجا كه هست انجام دهد؟ شما بهتر از من مي‌دانيد كه در دنيا اينترنت اي.دي.اس.ال (ADSL) به تدريج كنار گذاشته مي‌شود و روش‌هاي اتصال به اينترنت پيشرفته‌تري جاي آن را مي‌گيرد. ولي در ايران ما تازه داريم اي.دي.اس.ال را مي‌آوريم و معلوم نيست چند سال طول بكشد اين فناوري فراگير شود. درست است كه گفته مي‌شود ما مثلا ۲۰ ميليون كاربر اينترنت داريم، ولي اين ۲۰ ميليون چه تعدادشان اينترنت مطلوب در اختيارشان قرار دارد؟ در بخش تلفن همراه هم همين بحث مطرح است.<br />مسئله سرويس‌هاي ارزش افزوده هنوز در كشور خيلي جدي نيست. يعني ۳۰ ميليون كاربر تلفن همراه در ايران عملا از دستگاه‌هاي‌شان فقط براي ارسال پيامك و صحبت كردن استفاده مي‌كنند و خيلي خدمات ديگري كه در بيشتر كشورها وجود دارد در ايران در دسترس نيست. حالا واقعا با توجه به اين آمار و ارقام مي‌شود گفت در كشور وضعيت مناسبي داريم؟</font> </li></ul><p>ببينيد بحث زيرساخت‌هاي جامعه‌اطلاعاتي زماني كامل مي‌شود كه سازمان‌ها و نهادها بيايند و در مورد كاربري‌هايش برنامه‌ريزي كنند. در طول تاريخ ما خيلي از فناوري‌هاي نو را به كشور وارد كرده‌ايم ولي چون نياز مردم و تقاضاي مردم پايين بود فراگير نشد. تلفن همراه وسيله‌اي بود كه در مورد آن نياز و تقاضا وجود داشت و اپراتورها وادار به‌كار شدند. الان هم اگر اين نياز تسريع شود سرويس‌هاي ارزش افزوده هم به آن اضافه خواهد شد. توجه داشته باشيد كه دنياي صاحب فناوري هم تنها ۴-۵ سال است كه به سراغ سرويس‌هاي ارزش افزوده رفته است. يعني در ابتدا در همه دنيا تلفن همراه فقط منتقل‌كننده صدا بود. در بحث اينترنت هم مسئله‌اي وجود دارد. يكي از اشكالات اساسي ما در مورد اينترنت اين است كه تقاضا بسيار پايين‌تر از عرضه است. چون تقاضا پايين است سرمايه‌گذاري در اين عرصه اقتصادي نبوده است. البته ممكن است تصوري پيش بيايد كه اين يك دور بسته است. يعني ما مدام مي‌گوييم تقاضا نبوده و بازار مي‌گويد كيفيت مطلوب نبوده است. پس اين دو ديدگاه دائما در اين حلقه تكرار مي‌شوند.</p><ul><li><font color="#deb887">من تصور مي‌كنم چيزي فراتر از اين 2 مسئله وجود دارد كه اين حلقه بسته را باز مي‌كند. همان مسئله آموزش يا فرهنگ‌سازي كه به آن اشاره كرديد. به‌نظر مي‌رسد كه اينجا بايد دولت‌ و سياستگذاران تقاضا را به وجود بياورند. يعني وقتي شهروند بداند كه با استفاده از اينترنت مي‌تواند خيلي از كارهاي روزانه‌اش را انجام دهد و اين ابزار مفيدي است تقاضامند مي‌شود.</font></li></ul><p>بله. بخش دوم صحبت من هم همين مسئله است. چرا ما چنين تقاضايي را ايجاد نكرده‌ايم؟ براي اينكه ما سازمان‌هاي‌مان را موظف نكرده‌ايم خدمات‌شان را آن‌لاين ارائه دهند. ما بانك‌ها را موظف نكرده‌ايم وقتي كه امكاناتش را دارند، ۸۰ درصد خدمات‌شان را به‌صورت الكترونيكي عرضه كنند. پس در عرصه فرهنگي و فشار بر سازمان‌ها و كساني كه در اين حوزه كار مي‌كنند ما خوب عمل نكرده‌ايم.</p><p>من فكر مي‌كنم در كنار اين دو مسئله يعني آمادگي زيرساختي و فرهنگ‌سازي نكته سومي هم وجود دارد و آن قوانين و مقررات است. يعني شما وقتي وارد حوزه فناوري اطلاعات مي‌شويد، بايد قوانين و مقررات متناسب با آن را هم تدوين كنيد. من امروز مي‌دانم اگر چك من گم شد مي‌توانم باطلش كنم ولي در شبكه‌هاي آن‌لاين تكليف مشخص نيست.<br />بنابراين ما بايد در3 حوزه كار كنيم. من تصور مي‌كنم اگر فرهنگ عمومي جامعه در اين حوزه افزايش پيدا كند، يعني اگر سازمان‌ها موظف به ارائه خدمات اينترنتي بشوند، اگر مجلس و دولت هم قوانين و آيين‌نامه‌هاي مرتبط با آن را به سرعت تصويب كنند، قطعا سرعت استفاده از اينترنت بالا مي‌رود. خود من هميشه مي‌گويم كه ما در ايران ۱۸ ميليون كاربر اينترنت داريم ولي كاربر اينترنت كيفي ما به‌مراتب كمتر از اين است. بايد تلاش كنيم اين نوع كاربران را بيشتر كنيم. اگر كاربران كيفي زياد شدند آن‌وقت ما مي‌توانيم بگوييم در جامعه اطلاعاتي جايگاه ويژه‌اي داريم.</p><p>يك اشتباهي هم در كشور وجود دارد. خيلي‌ها فكر مي‌كنند فقط مخابرات متولي توسعه دولت الكترونيك است. ببينيد ما در كشور فقط در حوزه اينترنت ۱۰ تا ۱۲ حاكم اينترنت داريم. سازمان تنظيم مقررات، شوراي‌عالي اطلاع‌رساني، دانشگاه‌ها، مركز فيزيك‌نظري، صداوسيما، مخابرات و چند نهاد ديگر در اين حوزه مطرح هستند. اما عملا در عرصه كار وقتي وارد مي‌شويم فقط به مخابرات محدود مي‌شود.</p><ul><li><font color="#deb887">با اين اوصاف مي‌توان گفت در جامعه‌اطلاعاتي وضعيت چندان مناسبي نداريم. با وجود آمارهايي كه در داخل ارائه مي‌شود، وقتي نتايج پژوهش‌ها و آمارهاي بين‌المللي ارائه مي‌شود مي‌بينيم ايران اغلب وضعيت مناسبي ندارد. در شاخص‌هاي جهاني مثل «ضريب آمادگي الكترونيكي» ايران همواره در انتهاي جدول قرار دارد. يعني آمادگي براي ورود به تجارت الكترونيكي و دنياي ديجيتال در كشور هنوز مطلوب نيست.</font></li></ul><p>من مي‌خواهم بگويم اولا در سال‌هاي اخير در اين مورد آنچه وظيفه مخابرات بوده انجام شده است. دوم اينكه اگر در اين عرصه تقاضا بالا برود مخابرات هم ارزان‌تر و هم به سرعت خدمات عرضه مي‌كند. اما توسعه آي.تي و قرارگرفتن در جامعه اطلاعاتي زماني معنا دارد كه همه بخواهند. اين موضوعي نيست كه فقط به يك سازمان وابسته باشد. ما به هر حال به‌عنوان اپراتور عمل مي‌كنيم. زماني ملت صف كشيدند و تلفن خواستند، به آنها داديم؛ الان ملت درخواست جي.پي.آر.اس (gprs) دارند، مطمئن باشيد دير يا زود به آنها مي‌دهيم؛ همين ملت اگر درخواست اينترنت كنند، به آنها مي‌دهيم. البته به‌نظر من در سياستگذاري‌ها خطاهايي هم وجود داشته است. مثلا همين كه اي.دي.اس.ال (ADSL) را كاملا به بخش خصوصي دادند ما را كاملا عقب انداخت. </p><ul><li><font color="#deb887">خب اين ماجرا خودش بحث مفصلي را مي‌طلبد كه اين‌روزها هم بسيار مطرح مي‌شود. يعني بالاخره در چارچوب سياست‌هاي كلان كشور كه در اين سال‌ها مبتني بر حمايت از خصوصي‌سازي بوده  اين اتفاق افتاده است. حالا مخابرات بعد از مدت‌ها كه از ورود به اين حوزه منع شده ‌بود مي‌گويد مي‌خواهد وارد اين حوزه شود.</font></li></ul><p>ببينيد 3 سال مخابرات وارد اين حوزه نشد. اي.دي.اس.ال نه تنها در كشور توسعه پيدا نكرد، بلكه در برخي نقاط كشور براي برخي از شركت‌ها تبديل به رانت شد. در حالي كه مخابرات مي‌توانست با توجه به گستردگي و امكاناتي كه داشت اين سرويس را در سراسر كشور توسعه دهد. اگر مخابرات وارد مي‌شد حالا در اين نقطه نبوديم. به قول شما در حالي كه در دنيا يك نسل از اي.دي.اس.ال گذشته است، ما اصلا آن را نداريم و در خانه بنده و شما هم شايد به راحتي نتوانيم تهيه كنيم.</p><ul><li><font color="#deb887">من فكر مي‌كنم برخي سياست‌ها و حمايت‌هاي يك‌طرفه، براي طرف مقابل انحصار ايجاد مي‌كند. اگر انحصار دولتي بد است، انحصار خصوصي هم بد است. حالا اگر بخش خصوصي كه متعهد شده بود اين كار را انجام دهد و اي.دي.اس.ال را گسترش دهد اين كار را نكرد، ما بايد چكار كنيم؟</font></li></ul><p>كاري نمي‌شود كرد. جز اينكه جامعه عقب مي‌رود و همان طور كه گفتيد در آمارهاي جهاني جايگاه ايران اينچنين مي‌شود. به‌نظر من ما در كشور حمايت از بخش خصوصي را خوب تعريف نكرده‌ايم. بخش خصوصي از نظر من بخشي است كه پول وارد بازار كند، سرمايه‌گذاري كند و از طريق سرمايه‌گذاري‌اش سود كلان هم ببرد. اما بخش خصوصي‌اي كه بخواهد پولش را خارج از كشور سرمايه‌گذاري كند و درآمدش را از اينجا ببرد، بخش خصوصي نيست. بخش خصوصي بايد پولش را از خارج به داخل كشور بياورد. ببينيد چرا ايرانسل موفق شد؟ براي اينكه ايرانسل نه تنها يك ريال پول از دولت نگرفت، بلكه ماهي ۳۰۰ هزار يورو هم به حساب دولت واريز كرد. ولي بخش خصوصي ما در ماجراي اي.دي.اس.ال نمي‌خواست اين كار را بكند.</p><p>بسياري از افراد بخش خصوصي مي‌خواستند با زدن يك اتاق سه در چهار توسعه اي.دي.اس.ال را به‌عهده بگيرند! اين شدني نيست و بايد تل