پنجشنبه 30 آبان 1387    


* محمد مهدي نادري

شبکه تلويزيوني الجزيره انگليسي اخيرا لابي هاي صهيونيستي را متهم کرده است که با استفاده از نفوذ خود در آمريکا در تلاشند از پخش برنامه هاي اين شبکه از طريق تلويزيونهاي کابلي اين کشور ، جلوگيري نمايند. الجزيره انگيزه اين لابي ها را « رواج حس نفرت عليه آمريکايي ها و اسراييلي ها» دانست.
تصويري که اين خبر در ذهن مخاطب ، به ويژه مخاطب منطقه اي ، ايجاد مي کند چنين است : « الجزيره رسانه اي ضدصهيونيستي و آمريکا ستيز است » . بعيد نيست که پوشش وسيع «آزادي خبرنگار الجزيره از زندان گوانتانامو» ، «حمله آمريکا به محل استقرار تيم خبري الجزيره در بغداد در سال 2003» و يا « حملات مکرر به تيم هاي خبري اين شبکه » به عنوان شواهد و قرائني براي تثبيت اين « تصوير ذهني » عرضه گردند.
اما ذهن مخاطب آگاه و پي گير تحولات رسانه ها ، با نگاهي همه جانبه ، سئوالاتي جدي درباره عملکرد منطقه اي الجزيره در ذهنش نقش مي بندد که تا حد زيادي با تصوير « ضد آمريکايي و صهيونيست ستيز» از الجزيره ، مباينت دارد :
1- شبکه الجزيره همزمان با آغاز عمليات تروريستي گروه مشکوک القاعده در افغانستان ، عراق و ديگر نقاط جهان ، نقش رسانه قدرتمندي را براي اين گروه ايفا کرده است. اين در حالي است که القاعده در تلاش است خود را به عنوان نماينده « اسلام » در عصر کنوني معرفي نمايد. اما به عقيده آگاهان عملکرد ضدانساني و اسلامي اين گروه مشکوک ، بيش از خدمت به مسلمين ، در خدمت اهداف آمريکا وصهيونيسم براي توجيه و تداوم اشغالگري در منطقه بوده است. با اين حساب بايد پرسيد : الجزيره در کجاي اين بازي قرار دارد و آيا انتشار ويديوهاي دست اول از بن لادن و الظواهري و يا حضور در صحنه سربريدن توسط القاعده ، فقط به «حرفه اي گري» اين شبکه بر مي گردد؟...


رادانیوز - خاویر سولانا ، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا ، روز گذشته برای تقدیم بسته پیشنهادی کشورهای پنج به علاوه یک و اتحادیه اروپا وارد تهران شد.

گرچه بررسی ابعاد ورود سولانا به تهران و مذاکرات وی با برخی از مقامات ارشد ایرانی ، در چارچوب ادبیات دیپلماتیک قابل طرح و بررسی است اما ، فضای روانی که خود سولانا و همچنین رسانه های غربی همزمان با سفر وی به تهران ، ایجاد کردند ، قابل توجه است.

نخستین محوری که مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا ، پیش از سفر به ایران ، با رسانه ها در میان گذاشت ، اشاره به «سخاوتمندانه» بودن بسته پیشهادی جدید برای ایران است . این در حالی بود که طرف اصلی این بسته ( یعنی مقامات ایرانی ) اطلاع رسمی از محتوای آن نیافته بودند. بنابر این اشاره به سخاوتمندانه بودن پیشنهادی غرب ، به نوعی استفاده  از « قدرت فراگیر رسانه » برای « تاثیرگذاری بر افکار عمومی جهان » به شمار می رود که بر اساس آن چنین القا می شود که «ایران نباید دلیل منطقی برای نپذیرفتن بسته پیشنهادی » داشته باشد. از سوی دیگر می توان گفت که این تبلیغات روانی ، از طریق منافذ رسانه ای ، قصد دارد بر فضای داخلی ایران نیز تاثیر گذار باشد . جالب آن که پیش از اعلام رسمی محتوای بسته پیشنهادی ، رسانه ها ، گمانه زنی های نسبتا دقیقی درباره محتوای آن ارایه دادند که همگی در راستای «تایید سخاوتمندانه» بودن آن ، به شمار می رفت.

نکته دیگر آنکه به رغم ایجاد فضای گفت و گو میان ایران و غرب بر سر موضوع هسته ای ، منطقی به نظر می رسد اگر از دامنه تهدیدهای لفظی آمریکا علیه ایران کاسته شود تا شانس موفقیت سولانا افزایش یابد. اما تکرار ادبیات تهدید از سوی رییس جمهوری امریکا ، بیانگر این است که این بار نیز رسانه به ابزاری برای «تهدیدهای بی هزینه» علیه طرف مقابل تبدیل شده است تا به افکار عمومی و تصمیم گیرندگان مقابل (ایران) چنین القا شود که چنانچه این بار نیز بسته پیشنهادی را نپذیرند با عواقب ناخوشایندی روبرو خواهند شد.

گرچه بازیگران این عرصه ، از جنس «مردان سیاسی» اند اما نمی توان از نقش «رسانه» در زمینه سازی برای موفقیت « فعالیتهای دیپلماتیک » غافل شد. به نظر می رسد رسانه در این عرصه ، نقشی فراتر از یک «محمل پیام» را بر عهده گرفته و به «بازیگری فعال» در عرصه دیپلماسی تبدیل شده است ، نقشی جدید و حساس که از آن به عنون « دیپلماسی رسانه » یاد می شود.


*محمد مهدی نادری

دکتر حسین انتظامی ، در آخرین روز کاری خود در روزنامه همشهری ، سکان اداره  روزنامه و موسسه همشهری را به دکتر « علی اصغر محکی » سپرد.
در کارنامه حرفه ای دکتر انتظامی مدیریت مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بنیانگذاری و مدیر عاملی روزنامه جام جم و مدیر عاملی روزنامه همشهری و ریاست هیئت نظارت بر مطبوعات کشور دیده می شود.
رفتن دکتر انتظامی از موسسه همشهری چندان هم بی حاشیه نبود. خصوصا این که یکی از سایتهای خبری با طرح گمانه هایی ، تغییر مدیریت موسسه همشهری را با عواملی مانند « انتقاد یک مقام عالی رتبه از شیوه انتقاد آمیز روزنامه همشهری در برابر عملکرد دولت نهم » و همچنین « امتناع دکتر انتظامی  از پشتیبانی مالی برخی رسانه های نزدیک به شهردار تهران » مرتبط دانست.

این در حالی است که بر خلاف گمانه اخیر  ، امروز زمزمه هایی نیز درباره « احتمال حضور دکتر انتظامی » در شهرداری تهران ، شنیده شد.


اطلاع رسانی در دنیای امروز و همراه بودن با فضای تازه ترین و به لحظه ترین خبرها، از جمله مهمترین نکات زندگی در جهان آنلاین است. روزنامه ها، خبرگزاری ها، سایت های خبری، شبکه های رادیویی و تلویزیونی و حتی وبلاگ ها نشانه بارزی از این حرکت جهنده و رو به رشد است. حرکتی که تامل و توقف در آن راه نخواهد داشت. در این دنیای شلوغ و متراکم شده از اطلاعات ، ایجاد یک سایت خبری با گرایش اخبار و اطلاعات در حوزه رسانه و فن آوری های مرتبط با آن، نیازی است که مدت ها جای خالی آن احساس می شد.









ایمیل :    عضويت لغو عضويت
اگر خبرنگاري جان نمي باخت !
سه شنبه 15 مردادماه 1387

  در آن شنبه سياه 17 مرداد ماه 10 سال قبل را مي گويم - اگر خبرنگاري به دست گروه متحجر طالبان به شهادت نمي رسيد- شايد هنوز به ياد نمي آوردند كه وقايع نگاراني  بي ادعا نيز وجود دارند و مي توان روزي را به نام آنان ناميد .
  در ميان آن همه قساوت و بي رحمي زماني كه مدرن ترين  سلاحها سينه كودكان و زنان  بي گناه و  بي دفاع افغان را مي شكافت - اگر خبرنگاري دستي برقلم نمي - برد و جان را فداي آزادي انديشه و تفكر اسلامي خود نمي كرد- شايد هيچ كس از اين جنايت ها مطلع نمي گرديد .
 اگر خبرنگاري نباشد- آن زمان كه زميني مي لرزد- خانه اي فرو مي ريزد و مظلومي طعمه ظالمي مي شود همه از هم مي پرسند پس كجايند اين مردان و زنان واقعه نگار- كجايند اينان تا بگوييم چگونه شد اين رخداد و چه كشيديم از بيداد
  وقتي خبرنگاران نباشند همه احساس مي كنند كه چيزي اينجا كم است در اين روزگار- اگر روزي جمع نشوند هياهو نكنند- هر سياستمردي كمبودي را حس مي كند و هر هنرمندي فكر مي كند جزيي از خود را گم كرده و هر فرد عادي  مي -پرسد چه كسي بايد بپرسد و بازگويد .
  اگر در 17 مرداد 77 در مزار شريف افغانستان خبرنگاري جان خود را فداي غيرت و تعصب حرفه اي خود نمي نمود و قلمش نيشتري بر غده هاي چركين ابرقدرتهاي مزدور نمي بود و اگر در آن روزهاي سرد و خاكستري صداي پر مهر
خبرنگاري نبود كه دنيا را از جنايتي ديگر توسط ابرقدرتها آگاه سازد شايد هيچ كس باور نداشت كه خبرنگاران شام تا سحر- بامداد تا شامگاه كاغذها را سياه مي كنند مي نويسند و مي نويسند تا شايد تحولي در اين جهان رخ دهد .
  اگر تيزي نگاه خبرنگاران - وظيفه شناسي - تعهد و وجدان كاري و درك بالاي آنها از مسايل نباشد آيا سنگي بر سنك مي ماند تا جهاني ساخته شود . آري خبرنگاران سفيران و پرچمداران دميدن روح در جامعه اند و اگر نباشند چه كسي مي تواند از  بي عدالتي و ناتواني افراد مسوول سخن بر زبان آورد و چه كسي مي تواند آنگونه كه بايد مشكلات و كمبودها را بازگو نمايد .
  آري با شهادت محمود صارمي خبرنگار ايرنا بود كه همگان باور كردند اين مردان و زنان خالصانه - فقيرانه - خاموش و آرام با به خطر انداختن جان و سلب آرامش و آسايش خود شبانه روز تلاش مي كنند تا واقعيت ها  را آن گونه كه هست به گوش مردم برسانند .  كم نبودند خبرنگاراني كه در راه رسالت سنگين حرفه خود با همه چيز وداع كردند و امروز سند افتخارآميز هشت سال دفاع مقدس نظام جمهوري اسلامي مملو از نام خبرنگاران شهيدي است كه براي انعكاس واقعيت هاي  تلخ و تكان دهنده  جنك ايران و عراق تا پاي جان ايستادند و از تماميت ارضي كشور دفاع كردند .
  همه امروز از خبرنگاران و از اصحاب قلم مي گويند از دردها و مشكلات - كمبودها و زخم زبانها- حتي آنان كه با شنيدن نام اين جماعت تاول مي زنند- عيبي ندارد امااي  كاش ديگر خبرنگاري جان نبازد-اي  كاش ديگر خبرنگاري به
زخم بيدادگري نرنجد چرا كه ما شاكريم حتي اگر بخواهند كه ما نباشيم  .
  بدون شك ثبات - استمرار و امنيت - رمز موفقيت - پختگي و بالندگي اهالي هر حرفه و پيشه اي است و كدام هنر- صنعت و يا حتي عشقي را سراغ مي توان گرفت كه  بي ثبات و استمرار به بلوغ و نقطه مقصود رسيده باشد
  گفتن قصه خبرنگاران شهيد در راه آزادي مسووليتي بزرك است چون بهايي كه آنها پرداخته اند آنچنان گزاف است كه قلمي "بي تا" مي خواهد تا دل آراترين و باشكوهترين نظمها و نثرها را برايشان بسرايد .

  گرچه خون صارمي ها تاواني بس گران براي ما خبرنگاران است اما به بركت آن .خون پاك و همت والاي مسوولان نظام روز شهادتش به عنوان روز خبرنگار نامي شدو با اين بهانه او جاودانه شد .
  اما صارمي يگانه علمدار قلم در جبهه مبارزه با ستم نبوده و نيست چنانچه ديري است قافله خبرنگاران عشق از اين زمين حركت كبريايي اش را در جاده  بلند آزادي و آزادگي آغاز كرده اند .
  شهيدان داريوش گودرزي كيا- رهبر- حسن ضامن - پرويزيان - حيدري - فرهادي و جاويد اثر كاظم اخوان - از پيش قراولان شهيد راه خبر و خبرنگاري در جنك و جبهه بودند .
  آري پرونده مزار شريف بسته نيست و ما  بي صبرانه چشم انتظار قدوم فرشته عدالتيم واي  كاش ديگر خبرنگاري جان نبازد و به زخم بيدادگري نرنجد .
 اما زماني كه مطبوعات در جامعه اي وجود نداشته باشد آن جامعه شهري خاموش و  بي صداست كه از هياهو و سياست روزگار به دور مانده و كمبودهايي در خود احساس مي كند .
  حرفه خبرنگاري در ايران ريشه اي كهن و ديرينه دارد به طوري كه بيش از يك و نيم قرن از تاريخ انتشار نخستين روزنامه در ايران مي گذرد .  حضرت علي (ع) در حديثي مي فرمايد: اگر حقيقتي را دانستي و به مردم نگفتي در حق مردم خيانت كردي " بدون شك خطاب اين حديت در اين دوران وجدان روزنامه نگاران است  .
  با همين معيار و ملاك ايران هرگز خالي از خبرنگار و روزنامه نگار نبوده حتي در فصل هاي سياه و خاكستري تاريخ - جريان روزنامه نگاري در ايران جريان آب زلالي است كه در زير پرده ضخيمي از خاشاك جاري است و راه خود را خوب مي
شناسد- كافي است خس و خاشاك را كنار بزني و مشت خود را از آب گوارا پركني .
  كافي است اين پرده از مقابل چشمان ملت كنار برود و روزنامه نگاران خود را كه براي وظيفه اطلاع رساني شب و روز- سرما و گرما- وقت و  بي وقت نمي شناسند- بازيابند فرزندان خود را ببينند كه در پس غبار اتفاقات و هياهوي جامعه گم شده ولي هرگز ملت و راه ملت را فراموش نكرده - كساني كه در دام هيچ توطئه اي نمي افتند و اجازه بهره برداري از احساسات پاك خود را به هيچ شخص و گروه نمي دهند .
  خبرنگاران در كار- زندگي را تجربه مي كنند آنها بيش از آنكه در كنار خانواده خود باشند در حرفه خطير و شريف اطلاع رساني عاشقانه مي سوزند تا معناي شيرين زندگي را به مردم بچشانند و معناي تلخ برخي حوادت را با آنان تقسيم كنند.
  در نهايت - عشق به كار و مظلوميت هميشه همراه خبرنگاران است و اين دو مولفه همچون دو بال آنان را در جهت حفظ و حراست از منافع مردم هدايت مي كند .
  اكنون در آستانه 17 مرداد ماه سالروز شهادت شهيد صارمي كه به عنوان روزخبرنگار نامگذاري شده تلاش كنيم تا مهمترين چالش حرفه خبرنگاري كه همان امنيت فكري و شغلي است را فراهم كرده و با پشتوانه محكم قانوني و تصويب قوانيني در حمايت از جامعه اطلاع رساني كشور شرايط را براي رسيدن به دنياي آزاد اخبار و اطلاعات فراهم كرده و باور كنيم كه خبرنگاران پيام آوران عدالت متكي بر راستگويي در جامعه هستند.

منبع : ايرنا






صفحه اصلی :: درباره ما :: تماس با ما :: پیوندها :: بایگانی :: RSS :: مطبوعات:: آنلاین ژورنالیسم :: رادیو:: تلویزیون                            بالای صفحه ^