۲۵ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۶:۵۹:۰۹

ردا، رسانه عصر امت-امامت

ارتباط با ما / آرشیو / تلگرام / سروش / ایتا / فیس بوک / جست و جو
۲۹ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۳:۱۹:۰۰ زمان مطالعه : ۴۸ دقیقه

حصاری برای یک آتش، آتشی که می‌خواهد شورای نگهبان را منهضم در مواجهه با مهم‌ترین رویداد سال 1398 کند؛ ماجرای یک نامه سرگشاده که پاسخ‌های آن در کلماتش نهفته بود.

به گزارش پایگاه رسانه‌ای اجتماعی ردا، غدیر واقعه‌ای است که به اهالی تاریخ هویتی بخشید که مومن به آن در یک‌زمان می‌تواند در گذشته، حال و آینده زندگی کند تاریخی که انسان‌ها درون آن گذشتگان خود را طوری می‌خوانند که گویا با آنان زندگی کرده و از آیندگان خود به‌گونه‌ای سخن می‌گویند که گویا از آن زمان برای اهالی زمان حال خبری آورده‌اند، این واقعیت بصیرت غدیری است.

آیت‌الله محمد یزدی و حجت‌الاسلام صادق لاریجانی دو طلبه‌ای که از حجره‌های مباحثه رشد و امروز در حوزه‌های ایمانی ملیتی سخنانشان در برخی از لحظات زندگی ملت ایران تاثیر می‌گذارند.

ماجرای حمله به آیت‌الله محمد یزدی موضوعی است که چند سال است در دستور کار دشمن قرار دارد شاید باید گفت آبان ماه سال ۹۷ تازه آثار آن نمایان شد، علائمی که دشمن در فراخور رفتارهای شبه سیاسی در خط زمان برنامه خود مین‌گذاری کرده بود.

انتخابات نزدیک است، باز صدای جرس کاروانی می‌آید که می‌خواهد پرچم بدلی خود را خودی جلوه دهد و این بار شورای نگهبان اولین هدف دشمن است که می‌خواهد با حذف آن پروسه نفوذ در ساختارها را جدی‌تر دنبال کند.

ماجرا ازآنجا شروع می‌شود که برخی از رسانه‌ها از نقل‌قول آیت‌الله محمد یزدی کلماتی را منتشر می‌کنند که دایره واژگان معین‌تر بتواند آتش کاذب را برافروزد.

#طبری کلیدواژه‌ای که این بار می‌خواهد حصار شکن دشمن برای ورود به معرکه‌ای خصوصی باشد، معرکه‌ای که در مباحثات حوزوی یک امر عرفی شناخته می‌شود و از این اقتضا دشمن به‌خوبی آگاه است و به‌درستی هدف‌گذاری مسیر خود را برمدار آن تنظیم کرده است.

اخباری که در برخی از کانال‌ها منتشر می‌شود و حجت‌الاسلامی که قبل از صحت سنجی اعتباری آن نامه‌ای سرگشاده می‌نویسد؛ این در حالی است که بلوک دیگر این ماجرا رسماً پای مصاحبه با رسانه خود می‌نشیند و تعریفی ولنگارانه از مرجعیت ارائه می‌دهد!

همه‌چیز فراهم شد تا دشمن بار دیگر آرایش خود را برای توسعه ابعاد نفوذ تغییر بدهد.

و حجت‌الاسلام آملی لاریجانی نامه‌ای سرگشاده نوشت که معین بود منابع خبری او حصاری نامحسوس برای اخبار و صحت آن ایجاد کردند، چیزی که باعث شد او دست‌به‌قلم شده و مفاد نامه خود را دقیقاً بر اساس اخبار منتشرشده در برخی از کانال‌های غیرحرفه‌ای خبری تنظیم کند.!

گام اول آرایش آتش: #فرید_مدرسی روزنامه‌نگار اصلاح‌طلبی که سعی می‌کند خود را معتدل جلوه دهد او در اجرای برنامه‌های دشمن در بلوک انحراف اذهان (در ماجرای اخیر) نقش موثری داشته و می‌شود گفت که یکی از جداره‌های خبری حصار نامحسوس آملی لاریجانی باید خود او باشد او در کانال خود می‌نویسد:

محمد یزدی وی با انتقاد از صادق لاریجانی آملی گفته است: هرچند در مسئله‌ای نظر ولی‌فقیه خلاف عقیده من باشد، موظفم که اطاعت کنم؛ چون ضررش کمتر از شکستن حرمت ولایت و حاکمیت است. فلانی می‌گوید اگر این کار را نکنید نجف می‌روم! خوب بروید، آیا با رفتن شما قم به هم می‌خورد؟ شما در قم بودنتآن‌هم خیلی موثر نبود؛ چه رسد که نجف بروید. رئیس دفتری که ۱۰ سال، جای مهمی را اداره کرده دستگیر می‌شود، بعد اعتراض می‌کند که چرا گرفتید؟! به اسم مدرسه علمیه، کاخ ساختند! ... از کجا آوردی ساختی؟

به نوشته فرید مدرسی، آیت‌الله یزدی انتقادات تندی علیه رئیس‌جمهور کرده و ضمناً با انتقاد از یکی از علمای قم گفته است در برابر مرجع شدن وی خواهد ایستاد.

همچنین آیت‌الله یزدی در این سخنان از رئیس‌جمهور نیز انتقاد کرده و خطاب به حسن روحانی گفته بود؛ چطور کسی که تنفیذ ولایت را دارد، جرئت کرده و کارهای خلاف امر رهبری را می‌کند؛ مثل مخالفت درباره فضای مجازی و... اگر نمی‌توانی مملکت را اداره کنی، برو کنار. این برو کنار را چه کسی باید بگوید؛ در درجه اول حوزه باید بگوید. بعد ازنظر قانونی باید دیوان عالی قضایی بگوید. بعدش هم مجلس بگوید ولی متاسفانه می‌بینیم مجلس هم وضعیت دیگری دارد! (منبع: خبر آنلاین)

جملاتی که با تغییر در ماهیت ترکیبی و الگوی واژه‌گزینی آن در شرایطی که تقطیع شده همه‌چیز را برای مشروعیت بخشی به اقدام عجولانه حجت‌الاسلام آملی لاریجانی فراهم می‌کند.

فرید مدرسی مدادی که در جریان آبان ماه ۱۳۹۷ در موضوع حمله به آیت‌الله یزدی نقش طلایی حصار خبری دشمن را ایفا کرد؛ ا جایی که دریکی از پست‌های کانال خود در توصیف ابعاد نامه ‌آیت‌الله یزدی خطاب به آیت‌الله شبیری زنجانی نوشته بود که آیت‌الله یزدی پیش از نامه‌نگاری موضوع را در هیئت‌مدیره جامعه مطرح کردند و به‌جز محسن اراکی همه مخالف بودند این در حالی است که او دریکی دیگر از توئیت های خود نوشته بود که محسن اراکی به من گفته که موافق چنین نامه‌نگاری‌هایی نیستم!

مدرسی در حقیقت حلقه نقره‌ای حصار خبری تنی چند از حجج‌الاسلام است که جرقه آتش به آیت‌الله یزدی را برعهده‌گرفته است.

چنین حصاری باعث اشتباه استراتژیک شد، اشتباهی که می‌بایست حجت‌الاسلام آملی لاریجانی بر اساس عرف طلبگی و چنین مطالبی را در بستر عرفی مباحثه طلبگی با آیت‌الله یزدی مطرح می‌کرد درحالی‌که او نامه‌ای سرگشاده به آیت‌الله یزدی نوشت!

بسم‌الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت‌الله آقای حاج شیخ محمد یزدی

چندی است که نمایشی در کشور بر اساس سناریوهای از پیش طراحی‌شده، علیه این‌جانب به راه افتاده است. بنا نداشتم با توجه به گرفتاری‌های مختلف مردم و کشور، نسبت به این حرکات، پاسخی دهم. ولکن اکنون احساس می‌کنم بازی‌های صداوسیما و برخی نهادهای دیگر به نقطه‌ای رسیده است که سکوت در مقابل آن جایز نیست و البته در موقع مناسب به‌تفصیل در مورد ابعاد آن صحبت خواهم کرد. متاسفانه اخیراً جنابعالی مطالبی مطرح کرده‌اید که علاوه برخلاف واقع بودن و موهن بودن، ریشه در همان امور دارد. قبلاً هم مکرر در جلسات شورای نگهبان یا مجالس دیگر، مطالبی ازاین‌دست بیان کرده‌اید که بنا به مصالحی در مقابل آن سکوت کرده‌ام؛ اما اکنون می‌بینم این سکوت‌ها نه‌فقط اسباب تنبه حضرت‌عالی نشده، بلکه پیش‌تر هم رفته‌اید و مطالب خلاف واقع و توهین‌های دیگری هم بر آن افزوده‌اید.

مطالبی از جلسه روز یکشنبه شما با مسئولان مرکز بسیج اساتید و نخبگان حوزه علمیه، پخش‌شده است که در وهله اول باور نمی‌کردم شما چنین سخنانی گفته باشید و بنابراین از طرق مختلف پیگیری کردم تا صحت انتساب مطالب برایم محرز شد. همه بر اصل صدور این مطالب از جنابعالی تاکید کردند، منتها امر غریب‌تر آنکه گفتند مطالب موهن بسیار دیگری هم بوده که بعد از چند بار ویرایش، حاصلش همان شده که منتشرشده است.

جناب آقای یزدی، چرا به این وضعیت افتاده‌اید؟ در یک پاراگراف که از شما نقل کرده‌اند، خوب است که چند تا خلاف واقع گفته باشید و چند تا توهین؟ گفته‌اید: «فلانی می‌گوید اگر این کار را نکنید نجف می‌روم! خوب بروید. آیا با رفتن شما قم به هم می‌خورد؟ شما در قم بودنتآن‌هم خیلی موثر نبود، چه رسد که نجف بروید. رئیس دفتری که ۱۰ سال، جای مهمی را اداره کرده دستگیر می‌شود، بعد اعتراض می‌کنید که چرا گرفتید؟ به اسم مدرسه علمیه، کاخ ساختید! آیا ارث پدرت بود، از کجا آوردی ساختی؟»

اولاً بنده هیچ‌گاه نگفته‌ام که اگر فلانی را دستگیر کنید نجف می‌روم. این دروغی است که عده‌ای شایع کرده‌اند و دفتر بنده هم رسماً آن را تکذیب کرده است، حال شما چه انگیزه‌ای دارید که این دروغ را تکرار می‌کنید؟ بنده هیچ‌گاه از هیچ فرد متخلف یا فاسدی حمایت نکرده و نخواهم کرد. اگر معاون اجرایی حوزه ریاست مرتکب جرم یا فسادی شده، تعقیب و رسیدگی عادلانه به جرم او، طبق قاعده و وظیفه دستگاه قضایی است و مسلم است که بنده هم قائل به استثنا در این جهت نیستم. ثانیاً به نحو توهین‌آمیزی گفته‌اید: «شما در قم بودنتان‌هم خیلی موثر نبود چه رسد که نجف بروید.»

جناب یزدی، بنده طلبه‌ای بیش نیستم و هیچ‌گاه ادعا نکرده‌ام که وجودم چه در قم و چه در هر جای دیگری، «خیلی موثر» است. گرچه شخصیت‌هایی همچون مقام معظم رهبری و برخی مراجع بزرگوار، بارها و بارها در مورد این فقیر کلماتی به‌کاربرده‌اند که از نقل آن‌ها استحیا می‌کنم، چون خود را لایق آن‌ها نمی‌دانم. تاثیر بنده همین است که هست: سالیانی برای عده‌ای در حوزه و دانشگاه تدریس کرده‌ام، آثاری را هم پدید آورده‌ام. میزان تاثیر آن‌هم در حد خود، یک امر واقعی است، نه با خواست بنده بیشتر می‌شود و نه با توهین و تحقیر شما کمتر؛ اما شما در عرصه تحقیق و پژوهش‌های علمی چه کرده‌اید؟ آیا جز با صدای بلند و داد و قال، به مسئولان و بزرگان توهین کردن و افترا زدن و تحقیر کردن، کار دیگری هم کرده‌اید؟ شما با آیت‌الله شبیری حفظه الله، چه کرده‌اید: با مرجعی که آیتی است در علم و تقوی و اخلاق و متانت و مروت و انصاف و بزرگواری. آخر چرا به خودتان اجازه می‌دهید به همه توهین کنید. هیچ بررسی کرده‌اید که علما و فضلا در قم، به آثار شما و به گفته‌های شما چگونه نگاه می‌کنند؟! (ردا: ادبیاتی که در ادامه در کلمات زائری نیز مشاهده خواهید کرد)چقدر آن‌ها را جدی می‌گیرند؟ کافی است کسی نیم‌نگاهی به مکتوبات شما ذیل «کتاب القضاء» مرحوم سید صاحب عروه، بیندازد تا میزان اثر شما در حوزه معلوم شود و معلوم شود حد تحصیلات جنابعالی و استفراغ وسعتان در باب استنباط احکام. متاسفانه ظاهراً حتی توجه نکرده‌اید که «کتاب القضاء» سید (برخلاف جلد اول عروه) کتاب استدلالی است، چقدر آن را تخریب کرده‌اید. ای‌کاش شما صرفاً آن را ترجمه می‌کردید که اقلاً خواننده بداند با سخنان چه کسی روبه‌روست. از کسی(ردا: تصریح به حضور مدرسی و مشاوره‌های او که باعث انتشار این نامه شده است) که در جلسه شما حضورداشته نقل‌شده است که جنابعالی برخوردتان در شورای نگهبان با بنده را هم مطرح کرده، گفته‌اید آنجا هم حق با شما بوده است و شمارا مجبور کرده‌اند که از من عذرخواهی کنید؛ من بنا نداشتم راجع به وضعیت شما در شورای نگهبان چیزی در علن بگویم، اما سخنان شما مرا ملزم می‌کند. آقای یزدی به خدا سوگند در همین مورد هم خلاف می‌گویید. در شورای نگهبان، سخنان غیردقیق، غیر مستدل و حتی نامربوط شما برای اعضا روشن است. اگر سکوت می‌کنند و چیزی نمی‌گویند، حرمت پیرمردی شمارا پاس می‌دارند. (ردا: تعیین دقیق هدف در کلمات حاصل از مشاوره مدرسی و سطوح عالی‌تر حصار)

شما در آن جلسه کذایی شورا، بدون اینکه بدانید مسئله چیست، به خیال آنکه هنوز بحث در مسئله قبلی است که راجع به آن رای‌گیری شده و به تصور اینکه بنده بعد از رای‌گیری مجدداً بر حرف خودم اصرار می‌کنم، مثل همیشه شروع کردید به داد و قال کردن و توهین کردن و همه هاج و واج مانده بودند که شما چه می‌گویید. آیت‌الله مدرسی و آقای دکتر کدخدایی به شما تذکر دادند که آقا آن مسئله گذشته است و فعلاً بحث بر سر چیز دیگری است. این را هم ظاهراً متوجه نشدید و به توهین کردن‌های خودتان ادامه دادید و خطاب به آقای جنتی گفتید که رئیس باید جلسه را اداره کند و آیین‌نامه جلسات رعایت شود.

جناب یزدی، بنده که طبق نوبت و درمساله جدید بحث می‌کردم. شما در چه عوالمی بودید؟! (ردا: توهین و تحقیر علنی در متنی که در گلایه از توهین نوشته‌شده است!) البته این‌گونه مشکلات از ناحیه جنابعالی در شورای نگهبان کم نیست. ما از شما فهم کلمات محقق نائینی و محقق عراقی و محقق اصفهانی را نمی‌خواهیم که انتظارش بی‌مورد است! اما دقت در همین عبارت‌های فارسی قوانین مصوب مجلس و دقت در بررسی خلاف قانون یا خلاف شرع بودن آن‌ها انتظار بحقی است که متاسفانه گاه این هم مفقود است. چه کنیم، اشکو بثی و حزنی الی الله.

ثالثاً گفته‌اید «رئیس دفتری که ۱۰ سال، جای مهمی را اداره کرده و دستگیر می‌شود، بعد اعتراض می‌کند که چرا گرفتید.»

در همین یک جمله دو خلاف واقع گفته‌اید: اولاً شخصی که دستگیر شده رئیس دفتر این‌جانب نبوده، رئیس دفتر بنده، آقای خلفی بود که در سلامت نفس و تقوا و فضل، در میان خاص و عام در قوه قضائیه مشهور بوده و هست. آن آقا که اشاره‌کرده‌اید مسئول یکی از ده‌ها زیرمجموعه حوزه ریاست، به‌عنوان معاونت اجرایی حوزه ریاست بود. (ردا: اشاره آیت‌الله یزدی به یک مقام فرمایشی درحالی‌که حجت‌الاسلام آملی لاریجانی به جایگاه حساس‌تر او اشاره‌کرده است)وی درواقع یکی از معاونت‌های آقای خلفی بود و نه رئیس دفتر بنده.

ثانیاً این‌جانب هیچ‌گاه اعتراض نکرده‌ام که چرا گرفته‌اید، دستگاه قضایی خود باید بگوید. سخن بر سرفضاسازی‌های رسانه‌ای است. همه این فضاسازی‌ها نشان از آن دارد که یک پروژه بزرگ‌تری در پس این القائات نهفته است و آن تخریب این‌جانب و شاید هم تخریب‌های دیگر. مسئله همین است؛ و الا بنده سینه‌ام خزانه الاسرار اتهامات مجموعه ای از معاونان، قائم مقامان و آقازاده‌های مسئولان و شخصیت هاست و ظاهراً امروز هم هزینه ایستادگی در رسیدگی به آن‌ها را می‌پردازم؛ اما نکته این است که آیا کسانی که امروز برای شفافیت و مبارزه با فساد سینه چاک می‌کنند و ماه‌ها برای دستگیری فردی که نه معاون بنده بوده و نه رئیس دفتر بنده (ردا:!)، بلکه مدیر یکی از اجزای حوزه ریاست تحت اشراف شخصیتی سالم، فاضل و شریف چون آقای خلفی بوده، فضاسازی کرده‌اند، آیا همین کار را برای آقای شریفی قائم مقام شهردار اسبق تهران و آقای سیف معاون اقتصادی اطلاعات سپاه و... کرده‌اند و فساد آن‌ها را به آقای قالیباف و آقای طائب و دیگران سرایت داده‌اند؟! وااسفا از این ظلم و بی‌عدالتی و بی‌مروتی.

برای اینکه بنده را تخریب کنند، اول در فضای مجازی تا توانستند شان آن متهم را بالا بردند: نه‌فقط در رسانه‌های ضدانقلاب، بلکه در همین رسانه‌های رسمی داخلی از صداوسیما گرفته تا خبرگزاری‌های رسمی. خبرگزاری مهر در این رابطه نوشته بود: «یک مقام ارشد قضایی بازداشت شد.» آخر چرا این دروغ‌های شاخ‌دار را می‌پراکنید؟ اصلاً این آقا مقام قضایی بود تا ارشد باشد؟! در همین رسانه ملی، برخی خبرنگاران دراین‌باره طوری سخن گفتند که گویی نقش بی‌بدیلی در مدیریت دستگاه قضایی داشته است و همه این‌ها دروغی بود فوق دروغ. مدیریت دستگاه قضایی در دست مسئولان عالی قضایی بود: یکی نیست از این خبرگزاری‌ها و صداوسیما بپرسد این آقا در تصمیمات کدام مسئول قضایی موثر بوده است؟

آقای محسنی، آقای خلفی، آقای منتظری، آقای کریمی، آقای ذوالقدر، آقای امینی، آقای تویسرکانی و... اصلاً این مقامات دستگاه قضایی به وی اعتنایی می‌کردند؟ مدیریت کلی این‌جانب بر دستگاه قضایی از ناحیه همین مدیران ارشد و روسای دادگستری‌ها بوده است. بگویید در کدام مورد بنده توصیه خاصی نسبت به این فرد کرده‌ام. پس پرده همه این قضایا جز همان پروژه برخی نهادها با کمک برخی دیگر نیست که ان شاء الله شرح مفصل آن را در مقام دیگری بیان خواهم کرد.

رابعاً گفته‌اید «به اسم مدرسه علمیه، کاخ ساختند! آیا ارث پدرت بود، از کجا آوردی ساختی» واقعاً این‌گونه ادبیات تابه‌حال در حوزه‌های علمیه در این سطوح سابقه داشته است؟

بنده در همین ساختمان جامعه مدرسین برای نمایندگان طلاب و فضلا به‌طور مبسوط مسئله ساختمان مدرسه علمیه ولی‌عصر را توضیح داده‌ام و شما حتماً اجمال آن را شنیده‌اید. یک‌بار هم که در منزل خودتان حضوری توضیح داده بودم، ولی گویی بنای شما بر این است که بر مطالب خلاف واقعتان اصرار بورزید و بااینکه برای شما مسئله را توضیح داده‌ام و حجت را تمام کرده‌ام، باز همان خلاف واقع‌ها را تکرار می‌کنید. خلاصه آنچه را گفته‌ام، برای آگاهی عموم عرض می‌کنم:

۱- استناد دادن ساختمان مدرسه به این جانب خلاف واقع است. مدرسه علمیه ولی‌عصر وقف است. واقف آن‌هم مرحوم والد ما، آیت‌الله‌العظمی میرزا هاشم آملی قدس سره بود (که ان شاء الله نمی‌فرمایید مگر ارث پدرش بود!) متولی این وقف هم امروز، بنده نیستم. فقط به جهت اینکه امور مدرسه زمین نماند، وکالتی به بنده داده‌اند. زمانی که مدیر مدرسه وضعیت نابسامان ساختمان قبلی مدرسه را مطرح کردند، بنده به جهت اشتغال در قوه قضائیه به ایشان گفتم که این‌جانب در ساخت مدرسه هیچ دخالتی نمی‌کنم و این از باب مصالح مختلفی بود که بنای بر رعایت آن‌ها داشتم ازجمله همین حرف‌وحدیث‌ها که جناب‌عالی گاه و بی گاه بیان می‌کنید. ایشان بعد از مدتی گفت یکی از آشنایان ما که مساجد و ساختمان‌های مشابهی ساخته است، حاضر است ساختمان مدرسه را به عهده بگیرد و بانیانی هم برای این کار بیابد. بنده هم گفتم به‌شرط آنکه هیچ ارتباطی به این‌جانب پیدا نکند، مانعی ندارد. حالا جناب آقای یزدی بفرمایید استناد ساخت این مدرسه به بنده چیست؟ می‌فرمایید «از کجا آوردی ساختی» آقای عزیز اول استناد ساخت مدرسه به بنده را ثابت کن، بعد بپرس از کجا آوردی.

ثانیاً مساجد و مدارس علمیه همیشه بانیانی دارد که مساعدت می‌کنند، چه اتفاق خاصی در این مورد افتاده است که آن‌همه مدارس علمیه از پاسخگویی به این سوال مستثنا هستند و این مدرسه باید پاسخگو باشد.

۲- با لحنی بی‌ادبانه گفته‌اید «آیا ارث پدرت بود» می‌گویم نخیر ارث پدرم نبود! مگر این همه مدارس دیگر در قم و سطح کشور ساخته می‌شود ارث پدرشان است؟ مگر همین ساختمان‌هایی که حضرت‌عالی از آن‌ها استفاده می‌کنید، از ارث پدرتان ساخته شده است؟ آخر این چه فهمی است و چه استدلالی؟!

۳-گفته‌اید «به اسم مدرسه علمیه، کاخ ساخته‌اند» آخر چرا خلاف می‌گویید: شما یک‌بار هم که داخل آن را ملاحظه نکرده‌اید، چرا نشر اکاذیب می‌کنید. اگر مقصودتان ظاهر آن است، همین ساختمان‌هایی که شما از آن استفاده می‌کردید هم همین‌طور بود: ساختمان مرکز تحقیقات دبیرخانه خبرگان که با لطایف‌الحیل از دست مسئولان آن‌وقت درآوردید و به‌عنوان نایب‌رئیس مجلس خبرگان محل کار خود قراردادید، در همین قد و قواره و وزن بود، نفرمودید کاخ ساخته‌اند، بلکه با اشتیاق تمام به آن ساختمان نقل‌مکان فرمودید.

۴- مدتی در قم غائله برپا کرده بودند خصوصاً برخی از نمایندگان قم که این ساختمان برخلاف قوانین و ضوابط و با دخالت رئیس قوه ساخته شده است که البته همه‌اش کذب بود. این‌جانب کمترین توصیه‌ای برای نحوه ساخت آن نداشتم و بعد از تحقیق کاملی که شرحش را در همان جلسه پیش‌گفته، ارائه کرده‌ام، روشن شد ساختمان مدرسه بر اساس قوانین و ضوابط جاری ساخته شده و هیچ تخلفی صورت نگرفته. شهردار سابق هم به‌تفصیل این نکته را تبیین کرده است و اینکه پروانه ساختمان و مجوزهای صادره بر اساس مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری بوده است. نکته آخری که به آن اشاره می‌کنم اینکه جناب‌عالی در سخنانی در هفته پیش‌تر هم باز به رئیس سابق قوه قضائیه و نحوه کارش پرداخته بودید، گویی روزتان به شب نمی‌رسد اگر تعریضی، توهینی و افترایی نداشته باشید. گفته بودید با آمدن آقای رئیسی قوه قضائیه بحمدالله از رکود خارج شد و دیگر مردم امیدوارند که پرونده‌ها پنج سال طول نکشد. اینکه رئیس جدید قوه قضائیه بتواند گامی برای ارتقای دستگاه قضایی بردارد، خواست همه ما است.

قوه قضائیه ملک شخصی کسی نیست. رکن نظام است و همه باید به ایشان کمک کنند تا بتواند پیشرفتی برای دستگاه قضایی به ارمغان بیاورد. این روشن است؛ اما تعریض شما به اینکه قوه قضائیه در رکود بود، کذب است. دستگاهی که در سال ۹۷ قریب ۱۷ میلیون پرونده رسیدگی کرده، در رکود بوده؟ طبق آمار مرکز آمار و فناوری اطلاعات، در طول سال‌های متمادی حضور بنده در دستگاه قضایی، هرسال میزان خروجی پرونده‌ها یا بیش از ورودی بوده یا چیزی در حدود آن. با این حساب دستگاه قضایی در رکود بوده است؟ آقای یزدی شما و انصافتان: از خلاف گفتن هاتان برگردید.

در طول این ۱۰ سال قریب ۶ هزار قاضی جذب دستگاه قضایی شده و درنتیجه عدد قضات به بیش از ۱۱ هزار نفر رسیده، درحالی‌که کل آن‌ها قبلاً قریب ۷ هزار نفر بودند. این رکود است؟

در طول این ۱۰ سال تشکیلات دستگاه قضایی تحولات بسیاری پیداکرده، ازجمله تاسیس مرکز آمار و فناوری اطلاعات که موجب تحولات قابل‌توجهی شده است، همین‌طور تحولات اساسی در سازمان ثبت که رئیس سابق آن آقای تویسرکانی با شجاعت به‌پیش برده بود. همین‌طور در معاونت منابع انسانی و معاونت راهبردی و دیوان عالی کشور. تحولات اساسی در ساختار نظارتی قوه قضائیه و تحولات بسیار دیگر که اینجا مجال ذکرش نیست. به اعتراف رئیس دادگستری وقت تهران که اکنون سخنگوی قوه است، در طول این ۱۰ سال، بیش از صدسال عدلیه، امکانات برای دادگاه‌ها و دادسراها فراهم‌شده است. این هم رکود است؟! جناب آقای یزدی، با شعار دستگاه قضایی از رکود خارج نمی‌شود و با تبلیغات سوء، تحولات چشمگیر سابق، رکود محسوب نمی‌شود. باید دید شاخص‌ها چگونه تغییر کرده‌اند. حضرت‌عالی چه تحقیق مستقلی انجام داده‌اید که محرز شده است در ظرف همین چهار پنج ماه اکنون نرخ رشد تعداد پرونده‌های رسیدگی شده، بیشتر شده یا نرخ رشد تعداد قاضی جذب شده، بیشتر شده و...

همین دادگاه‌های مفاسد اقتصادی که برگزاری آن‌ها موجب خوشحالی مردم و تقدیر آن‌ها شده است، کارهای اصلی‌اش که همان تحقیقات و رسیدگی‌های دادسرایی آن‌ها است، عمدتاً در زمان این حقیر انجام‌شده است. پس‌ازآن قضاوت‌های ناصواب و ناعادلانه‌تان برگردید. جناب آقای یزدی مشکل اصلی جناب‌عالی این است که فکر می‌کنید قیم حوزه‌های علمیه هستید و می‌خواهید به همه امرونهی کنید. متاسفانه شما خودتان را در جایگاهی می‌بینید که نه‌تنها مرجع تعیین کنید، بلکه به مراجع بزرگواری که شاید شاگرد آن‌ها هم محسوب نمی‌شوید، امرونهی کنید و این با رویه‌های حسنه‌ای که در حوزه علمیه برقرار بود، هیچ تناسبی ندارد. فاعتبرو یا اولی الابصار. والحمد لله رب العالمین. (منبع: تسنیم، ایرنا و ایسنا)

بیت خود خوانده‌ای که از پوشش این نامه برای تضمین منافع خود استفاده کرد خود را به‌عنوان محور دیگر این منازعه اعلام می‌کند در حالی نه‌تنها محوریتی نداشت بلکه محوریت فعلی او در این منازعه هم به‌تبع همین حصاری بود که برای حجت‌الاسلام آملی لاریجانی ترتیب داده‌شده بود؛ البته باید به این نکته تصریح داشت که اقدام آملی لاریجانی از منظر ردا جای ایراد نیست، چراکه این سیره طلبگی و عرفی حوزه است، اما آنچه انتظار می‌رفت حفظ ظواهر این سیره بود که می‌بایست با حفظ ظواهر عرفی حوزه صورت می‌گرفت.

در اخباری که از نقل‌قول آیت‌الله محمد یزدی در پوشش خبری در دیدار با مسئولان مرکز بسیج اساتید و نخبگان حوزه علمیه قم در کانال‌های خبری صورت گرفته بود آمده بود که: آیت‌الله یزدی همچنین خطاب به محمدجواد علوی بروجردی از فضلای حوزه علمیه قم نیز گفت: بعضی اگر یک روزی رسماً اعلام مرجعیت کنند، اگر زنده باشم، رسماً جلویش را می‌گیرم و اعلام رسمی هم می‌کنم؛ واقعاً در حوزه چه کسی باید با این مسئله برخورد کند؟! نوه مرجع بودن که دلیل شرعی برای مرجعیت نیست؛ کسی نگفته هرجا فلانی نوه مرجع شد، می‌تواند مرجع باشد... اگر کسی توان علمی او محرز نشود و وارد این عرصه شود، مجبور می‌شوم رسماً اعلام کنم که ایشان حق ادعای مرجعیت ندارند؛ چون هیچ جایی توان علمی او را تایید نمی‌کند؟ مگر می‌شود هر روز یک نفر ادعای مرجعیت کند. اگر چنین فردی تابلو هم بزند، تابلویش را پایین می‌آوریم؛ هیچ تعارفی هم نداریم، چون مرجعیت نمی‌تواند بازیچه باشد. چهار، پنج مرجع داریم که از طرق شرعی مرجع شده‌اند، کافی هستند. همه که نباید فقیه و مرجع بشوند... صیانت از مرجعیت باید رعایت شود، کمیسیون صیانت از مرجعیت مصوب جامعه مدرسین و مورد تایید پنج مرجع است که یکی از آن‌ها مقام معظم رهبری است و حتی مراجع اخیر هم که فوت شدند، در آن زمان تایید کردند لذا پنج مرجع تایید کرده‌اند و هفت هشت عضو هم دارد... متاسفانه گرایش به عناوین، ظواهر و القاب [در حوزه] زیاد شده است؛ بعضی ضوابط حوزوی بزرگان زیر پا گذاشته شده است. (منبع: انتخاب)

واکنش علوی برجردی هم دیدنی بود، او پایه های نظریه مرجعیت را با ولنگاری چنین توصیف می کند!

نکته جالب همه این داستان این بود که دفتر آیت‌الله محمد یزدی از عموم مخاطبان و علاقه‌مندان به سیره اجتهاد حوزه اصیل طی بیانیه‌ای رسماً خواستار دنبال کردن اخبار از صفحه رسمی ایشان شده بود! چیزی که نشان می‌دهد آیت‌الله یزدی به‌درستی از طعمه‌ای که حجت‌الاسلام آملی لاریجانی در آن قرارگرفته آگاه است و سکوت و بی‌پاسخ گذاشتن این نامه را به مصلحت او می‌بیند.

حجت‌الاسلام حمزه قربانی، مدیر روابط عمومی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس درباره متنی که در فضای مجازی به آیت‌الله یزدی، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، منتسب شده است، گفت: بارها اعلام کرده‌ایم که تنها مرجع اخبار مربوط به آیت‌الله یزدی، رئیس جامعه مدرسین، پایگاه اطلاع‌رسانی این تشکل است.

وی تصریح کرد: سخنانی که امروز در فضای مجازی به آیت‌الله یزدی منتسب شده است، سندیت ندارد و تنها مرجع معتبر در این زمینه، پایگاه اطلاع‌رسانی جامعه مدرسین است. (منبع: فارس)

اما برخی همچنان تلاش داشتند که آیت‌الله محمد یزدی را وادار به واکنشی کنند که از جنش واکنش‌های حصار خبری حجج‌الاسلام‌های این ماجرا بود!

زائری که خود پاتوقی برای پیش برد حصار خبری امروز دشمن به نام خیمه دارد چندی است که پروژه مرجع سازی را جدی‌تر دنبال می‌کند او در توئیتی با ادبیاتی تند چنین می‌نویسد:

 سپس به انتقاد از آیت‌الله یزدی در این خصوص پرداخته و نوشته است که «تاکنون فکر می‌کردیم آقایان از جامعه بی‌خبرند و میزان محبوبیت و جایگاه اجتماعی خود در افکار عمومی اطلاعی ندارند، اما الآن معلوم شده که اصلاً از تاریخ روحانیت و حوزه‌های علمیه نیز آگاه نیستند!

در طول قرن‌ها کجا مرجع تقلید مردم با دستور و فرمایش تعیین‌شده؟ در طول قرن‌ها کجا کسی یا نهادی به مردم گفته که از چه کسی تقلید بکنند و از چه کسی تقلید نکنند؟»(منبع: انتخاب


rastaxiz

سردبیر

ردا؛ رسانه عصر امت امامت | انتشار یادداشت و تحلیل اصحاب قلم

نظرات خوانندگان


توسط سروش توسط 1398/05/30
به نظرم اگه با همین فرمون بریم، مرجعیت اینقدر کوچک می شود که اگه تو خیابون صدا بزنی "جناب مرجع تقلید!" همه برگردن بگن "در خدمت هستم! بفرمایید"
توسط ردا on 1398/05/30
از ویژگی های قوم نوح چنین اوصافی بود که آنقدر بزرگان بدلی جامعه خود را هدفمند ستایش می کردند که نوع پرستی رایج شد؛ باید مراقب نبض چنین تفکری در جامعه بود با احترام
توسط eli توسط 1398/05/29
چرا آملی لاریجانی موضوع علنی کرده؟ فکر نمی کنید می خواسته جریان حمله به خودشو مستند سازی کنه برای یه سیاسی تعلیم دیده بعیده که چنین اشتباهی را مرتکب بشه
توسط ردا on 1398/05/29
بله ایشون همانطور که در نامه قید فرمودن تلاش برای مستند سازی چنین موضوعی داره اما این مستند سازی باعث شده که تصمیم (شاید) عجولانه ایشون باعث نگارش نامه ای باشه که ادامه کامنت بعد
توسط ردا on 1398/05/29
این نامه نتنها آراء ایشون را تامین نکرده بلکه زمینه مستعدی برای رایش گسترده جریان نفوذ برای به نتیجه رسیدن جریان مرجع سازی فراهم شده است؛ با احترام